نماز - صفحه 8

آخرین اخبار:
نماز

شهيد محمد مرادي در يك نگاه

محمد مرادی جزء آن دسته از پیشمرگان مسلمان کرد بود که در زمستان سال 1360 برای رویارویی با گروهک های ضد انقلاب به صف رزمندگان سپاه اسلام درآمد...

بیست و پنجم ذیقعده، روزدحوالارض و روز زیارتی امام رضا (ع)

به فرموده امیرالمؤمنین(ع) نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنجم ذی القعده بود و برای آن اعمالی چون «روزه»، «نماز» و «شب‌زنده‌داری» توصیه شده است.
آخرين یادداشتهای یک شهید چهار روز قبل از شهادت:

شهیدی که خواست شیخ حسین انصاریان روضه خوان شهادتش شود

شهید حسنی می نویسد: اگر توانستيد براي سخنراني مجالس شيخ حسین انصاريان را دعوت نمائيد تا با کلامهاي خود يک مقداري برادران محل را بخود آورده و راهي جبهه ها کند تا آنها با خدا آشتي کنند و راه شهيدان را ادامه دهند .
خاطره‌ای از شهید «جهانبخش غریبی نیا»؛

کار خیر روز و شب نمی‎شناسد

جهانبخش غریبی نیا در تاریخ چهارم بهمن ماه 1341 در اردبیل متولد شد و در تاریخ ۲۲ فروردین ماه ۱۳۶۲ در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید.
شهید عباسعلی فدوی

شاید دیگه برنگردم حلالم کنید!

به نماز اوّل وقت و رفتن به مسجد سفارش کرد. به شوخی یا جدی گفت: «شاید دیگه همدیگه رو نبینیم. من رو حلال کنین
شهید مصطفی فدائی

اهمیت به نماز جماعت در سیره شهید مصطفی فدائی

پیش از آنکه مصطفی بیاید، ما فقط ظهرها نماز جماعت داشتیم. کم کم نمازهای مغرب و عشا هم جماعت شد و بعد از مدتی نمازهای صبح هم همین طور. رفتارش طوری بود که بدون اینکه به کسی تکلیف کند، بچّه ها می‌فهمیدند باید چکار کنند.
شهید نوروز علی چاشمی

اهمیت به نماز در وصیت نامه شهید نوروز علی چاشمی

نمازتان را ترك نكنيد و حتماً اول وقت به جا آوريد. قرآن را بسيار بخوانيد و دستورات آن را عملي نمایيد. با شايعه‌پراكني مبارزه كنيد و از شيوع آن جلوگيري نمایيد. مسجد، كه سنگر اسلام است، را پر كنيد و نمازهايتان را به جماعت بخوانيد. امام را دعا كنيد
شهید فریدون فتح الهیان

امر به معروف و نهی از منکر در سیره شهید فریدون فتح الهیان

از آنها خواست که حرمت زیارتگاه را نگه دارند و اگر می خواهند تفریح کنند، کوهنوردی و گردش در دامن طبیعت را انتخاب کنند. آن قدر با متانت و خوب حرف زد که بچّه ها همه به حرفش کردند و کسی دست از پا خطا نکرد.
شهید محّمد رضا غلام (فیض الهی)

کمکش کردم تا آخرین نمازش را با حرکت چشمان و لب هایش بخواند

نیمه های شب گفت:«صدات نمیاد. چرا یا مهدی نمی گی؟ ذکر بگو. کاری که از دست مون بر نمی یاد». تسبیح را از جیبم در آوردم. زخم هایم درد شدیدی گرفت. یک ساعت بعد دوباره صدایم زد:«مصطفی! نماز شب بخونیم، شاید دیگه نتونیم و آخرین نمازمون باشه».

مختصری از وصیتنامه شهید حاجت‌اله حسينى

پس بايد براى حفاظت از اسلام عزيز و قرآن كريم احكام الهى را انجام وظيفه كرده و به تمام دنيا رسانيده كه ما مرد جنگيم و مبارزيم و از تحريم اقتصادى آمريكا و نوكران آن ترسى نداريم.
شهید علی اکبر عنایت زاده

داوطلب عشق؛ خاطراتی از شهید علی اکبر عنایت زاده

مناسبتی بود. ده پانزده روز متوالی کسی باید حسینیه را تمیز می کرد. علی اکبر داوطلب شد. آخر کار پرسیدم:«چیزی بهت دادن؟». گفت:«خواستم افتخاری کار کنم، برای مزد نبود. پیش خدا که گم نمی شه».
شهید داود علی جعفری

دوست دارم شبیه تو باشم؛ خاطراتی از شهید داود علی جعفری

گفتم:«به این که من چقدر سعی می کنم مثل تو بشم. تو شروع کردی به نماز خوندن، من هم نماز خون شدم. تو روزه گرفتی، من هم روزه دار شدم. تو مسجدی شدی، من هم مسجدی شدم. تو نماز جمعه رفتی من هم همراهت اومدم».
شهید علی علومی

تشویق جوانان و نوجوانان به مراسم دعا و نماز در خاطرات شهید علی علومی

دوست داشت بچه ها در مراسم دعا و نماز شرکت کنند. برای این که تشویقشان کند، مسابقه می گذاشت. جایزه ای هم خودش برایشان می خرید و به آنها می داد.
شهید عباس عزیزی شفیعی

شیوه جذب نوجوانان به مسجد در خاطرات شهید عباس عزیزی شفیعی

به این ترتیب نماز جماعت هم می‌خواندیم. امام جماعت نداشتیم، اما یکی از بچه‌ها پیش نماز می‌شد و ما هم به او اقتدا می‌کردیم. هر شب که می‌گذشت، به تعداد بچه ها اضافه می‌شد.
توصیه شهید عباس افغانخواه در وصیت نامه اش؛

هشدار یک شهید: فریب این دنیای فانی را نخورید!

نگذارید زیبایی هاي زندگی، شما را از عبادت باز دارد. خدا را همیشه به یاد داشته باشید. نماز خود را ترك نکنید، مخصوصاً نماز جمعه را. مواظب باشید که ثروت و زیباییهاي دنیاي فانی شما را از هدفتان دور نکند.
قسمت نخست خاطرات شهید «سعیدرضا عربی»

با صدای الهی العفو او بیدار شدم

هم‌رزم شهید «سعیدرضا عربی» نقل می‌کند: «نیمه های شب همه خواب بودند. با صدای العفو او بیدار شدم. این طرف و آن طرف را نگاه کردم. بالای سرمان یک جای کوچکی بود. نوجوان پانزده شانزده ساله ای را دیدم که در سجده گریه می کرد.»
شهید عمید(حمید) عبدوس

دست شکسته و وضو جبیره ای / خاطراتی از شهید عمید(حمید) عبدوس

می گفتم:«مادرجان! تو هنوز به تکلیف نرسیدی، اگر نماز نخونی مؤاخذه نمی‌شی».
شهید مهدی (حیدر) عبدوس

لب های تشنه و عنایات خدا / خاطراتی از شهید مهدی (حیدر) عبدوس

چاره ای نداشتیم. میان چند تخته سنگ مخفی شدیم. لب هایمان از شدّت گرما خشک شده و قمقمه هایمان خالی بود. تنها دل خوشی مان لباس سربازان عراقی بوده به تن داشتیم. شاید وقت خطر نجات مان می داد و شناسایی نمی شدیم.

امشب شهید می‌شوم

برادر شهید «مجید عبدوس» نقل می‌کند: «شب عملیات متوجه شدم یکی از بچه‌ها حال خیلی عجیبی داره. نماز می‌خونه و گریه می‌کنه. نزدیک رفتم. مجید بود کمی کنارش ایستادم. لذت می‌بردم. نمازش که تموم شد، بلند شد و من رو توی بغلش گرفت و گفت: امشب شهید می‌شم.»
شهید سعید عباسی

اهمیت به نماز در سیره شهید سعید عباسی

اگر می اومدم باید شما رو از خواب بیدار می کردم. همون جا توی مسجد خوابیدم. نماز صبح رو به جماعت خوندم و اومدم
طراحی و تولید: ایران سامانه