آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۹۲۵
۰۹:۱۱

۱۴۰۵/۰۸/۰۳
به مناسبت سالگرد شهادت آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی

مجتهد جاویدالاثری که در دفاع از مردم پیش‌قدم بود

حجت‌الاسلام محمدرضا سامی، امام جمعه سابق بندر امام خمینی (ره) ماهشهر و استاد حوزه و دانشگاه، با نقل روایت‌هایی از مجتهد جاویدالاثر شهید «آیت‌الله محمدصادق صدوق» گلپایگانی، از روحیه مردمی، ظلم‌ستیزی و تلاش‌های اجتماعی این مجتهد مبارز سخن می‌گوید؛ روحانی‌ای که در کنار مردم می‌ایستاد، برای حل مشکلات آنان پیش‌قدم می‌شد و در برابر بی‌عدالتی سکوت نمی‌کرد. «آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی»، چهارم آبان ۱۳۴۰ در زندان قصر به شهادت رسید و پیکر او هرگز به خانواده تحویل داده نشد؛ سرنوشتی مظلومانه که نامش را در حافظه مردم زنده نگه داشته است.


«آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی»؛ مجتهد جاویدالاثری که در دفاع از مردم پیش‌قدم بود

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ مجتهد جاویدالاثر«آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی» متولد ۱۳۰۳روستای تیکن گلپایگان از مجتهدان و روحانیون مبارزی بود که نامش با دفاع از حقوق مردم و ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی گره خورده است. او در دوره‌ای پیش از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و اوج‌گیری نهضت امام خمینی (ره)، در میان مردم حضور داشت و بنا بر روایت‌های نقل‌شده، افزون بر فعالیت‌های علمی و دینی، در حل مشکلات اجتماعی و معیشتی اهالی زادگاهش نیز نقش‌آفرینی می‌کرد.

از جمله روایت‌های برجای‌مانده درباره او، همراهی با مردم در اعتراض به محدودیت چرای دام‌ها و پیش‌قدمی در بازگشایی قنات روستا پس از وقوع سیل است؛ اقداماتی که تصویری از روحانی‌ای مسئولیت‌پذیر و همراه مردم ترسیم می‌کند. آیت‌الله صدوق گلپایگانی در چهارم آبان ۱۳۴۰ در زندان قصر، زیر شکنجه‌های رژیم ستمشاهی به فیض شهادت نائل شد. پیکر او به خانواده تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم مانده است.

 چهره ای علمی با روحیه مردمی و مبارز

بنده محمدرضا سامی، متولد سال ۱۳۳۷ و از روحانیون قدیمی گلپایگان هستم. زادگاه من روستای تیکن گلپایگان است؛ همان روستایی که آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی نیز از آنجا برخاسته بود. البته من در زمان شهادت او کودک بودم و به همین دلیل، فرصت درک مستقیم او را نداشتم. آنچه درباره زندگی و شخصیت او می‌دانم، شنیده‌هایی است که از خانواده، بستگان، اهالی محل و بزرگان روحانی به ما رسیده است.

آنچه از این روایت‌ها برمی‌آید، این است که آیت‌الله صدوق از روحانیون پرتلاش و مورد توجه مردم و بزرگان حوزه بود. بنا بر شنیده‌های من، در محضر آیت‌الله العظمی بروجردی تحصیل می‌کرد و از طلابی بود که در درس، اهل بحث و اشکال علمی بود. درباره او نقل شده است که در مباحث علمی مشارکت جدی داشت و مورد توجه استاد خود قرار می‌گرفت.

در کنار جایگاه علمی، آنچه بیش از همه درباره او شنیده‌ام، مردم‌داری و توجه به مشکلات اهالی است. آیت‌الله صدوق فقط به درس و منبر اکتفا نمی‌کرد، بلکه در میان مردم حضور داشت، به مسائل آنان توجه می‌کرد و در گرفتاری‌ها و مشکلات، خود را همراه مردم می‌دانست. در مناسبت‌هایی مانند محرم و صفر و ماه رمضان، مجالس روضه، موعظه و راهنمایی مردم را برگزار می‌کرد و ارتباط نزدیکی با اهالی داشت.

ایستادگی شهید صدوق در کنار دامداران روستا

یکی از روایت‌های معروفی که درباره او در روستای ما نقل می‌شود، مربوط به چرای دام‌های مردم است. در آن زمان، بسیاری از اهالی از راه دامداری امرار معاش می‌کردند و گله‌های خود را برای چرا به بیابان‌های اطراف می‌بردند. بنا بر روایت نقل‌شده، یکی از مقام‌های نظامی وقت، درصدد محدود کردن استفاده مردم از آن محدوده برآمده بود و نیرو‌هایی برای جلوگیری از چرای دام‌ها در آنجا مستقر شده بودند.

این وضعیت با اعتراض مردم روبه‌رو شد؛ زیرا دامداری بخش مهمی از زندگی و معیشت آنان بود. طبق آنچه شنیده‌ام، آیت‌الله صدوق در کنار مردم قرار گرفت و آنان را در دفاع از حقوق خود همراهی کرد. اعتراض اهالی به درگیری با نیرو‌های مستقر و آتش زدن چادر‌های آنان انجامید و در نهایت، محدودیت ایجادشده شکسته شد.

اهمیت این ماجرا در آن است که مردم احساس می‌کردند از حق خود محروم شده‌اند و یک روحانی در کنار آنان ایستاده است. این حرکت نشان می‌دهد که آیت‌الله صدوق در برابر بی‌عدالتی بی‌تفاوت نبود و برای دفاع از حقوق مردم احساس مسئولیت می‌کرد. در آن دوره، امکانات رسانه‌ای مانند امروز وجود نداشت؛ با این حال، چنین اتفاق‌هایی در میان مردم و محافل مختلف بازتاب پیدا می‌کرد و نشان می‌داد که همراهی یک روحانی می‌تواند در ایجاد همبستگی میان مردم نقش داشته باشد.

شهید صدوق؛ همراه مردم در احیای قنات روستا

روایت دیگری که از او نقل شده، مربوط به مسدود شدن قنات روستاست. در یکی از سال‌ها، بارندگی شدیدی اتفاق افتاد و سیل، گل‌ولای و موانع فراوانی را وارد مسیر قنات کرد و آن را مسدود ساخت. قنات، منبع اصلی تأمین آب کشاورزی و آبیاری مزارع و باغ‌های مردم بود. با مسدود شدن آن، زندگی اهالی و فعالیت کشاورزی با مشکل جدی مواجه شد و مردم نگران بودند که نتوانند به‌راحتی این مسیر را دوباره باز کنند.

در چنین شرایطی، آیت‌الله صدوق مردم را در مسجد جمع کرد و به آنان روحیه داد. او توضیح داد که اگر همه دست به دست یکدیگر بدهند، می‌توانند بر این مشکل غلبه کنند؛ هرچند کار دشوار است و امکانات آن زمان نیز محدود بود. نکته مهم این بود که خود پیش‌قدم شد و تنها به تشویق مردم بسنده نکرد.

طبق روایت نقل‌شده، آیت‌الله صدوق به محل قنات رفت، لباس‌های خود را کنار گذاشت و شخصاً مشغول کار شد. وقتی مردم دیدند که روحانی‌شان خود در میدان حضور دارد و برای حل مشکل آنان تلاش می‌کند، انگیزه بیشتری پیدا کردند و به همکاری پرداختند. اهالی با تلاش جمعی توانستند مسیر قنات را پاک‌سازی کنند و آب دوباره جاری شد. به این ترتیب، امکان آبیاری مزارع و باغ‌ها فراهم آمد و مردم به فعالیت کشاورزی خود بازگشتند. این ماجرا برای من نمونه روشنی از روحیه جهادی آیت‌الله صدوق است؛ اینکه برای حل مشکلات مردم، تنها سخن نمی‌گفت، بلکه خود پیش‌قدم می‌شد و با عملش دیگران را نیز به حرکت درمی‌آورد. چنین رفتاری نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری در نگاه او، در میدان عمل معنا پیدا می‌کرد.

«آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی»؛ مجتهد جاویدالاثری که در دفاع از مردم پیش‌قدم بود

روحانیت، مردم‌داری و ایستادگی در برابر ظلم؛ سه میراث گرانقدر از آیت الله صدوق

البته درباره زندگی آیت‌الله صدوق روایت‌های دیگری نیز از سوی افراد مختلف نقل شده است، اما من خاطره مستقیمی ندارم و نمی‌توانم درباره جزئیاتی که از نزدیک نشنیده‌ام، اظهارنظر کنم. آنچه از مجموعه شنیده‌ها برای من روشن است، جایگاه او در میان مردم و روحیه همراهی و دلسوزی اوست. مردم از آیت‌الله صدوق به نیکی یاد می‌کردند و آنچه در خاطره اهالی باقی مانده، تصویر روحانی‌ای است که در کنار مردم بود و برای حل مشکلاتشان تلاش می‌کرد.

درباره سرنوشت او نیز آنچه از بزرگان و اهالی محل شنیده‌ام، این است که دستگیری‌اش با بی‌خبری خانواده و مردم همراه بود. برای مدتی مشخص نبود او را به کجا برده‌اند و چه اتفاقی برایش افتاده است. پس از مدتی خبر رسید که در زندان قصر به شهادت رسیده است. بنا بر این روایت‌ها، پیکرش را به خانواده تحویل ندادند و محل دفنش نیز اعلام نشد. همین موضوع بر مظلومیت او افزود؛ زیرا خانواده و مردم زادگاهش حتی از محل دفن او اطلاع دقیقی نداشتند.

شهادت آیت‌الله صدوق در سال ۱۳۴۰ اتفاق افتاد؛ یعنی پیش از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و مرحله علنی و گسترده نهضت امام خمینی (ره). بنابراین، شهادت او از نظر زمانی پیش از آن مرحله قرار می‌گیرد. با این حال، برخورد با روحانیون و اتفاق‌هایی مانند دستگیری و شهادت مظلومانه او، در کنار دیگر رفتار‌های حکومت پهلوی، به نارضایتی مردم دامن می‌زد و زمینه‌های اجتماعی مخالفت با ظلم و بی‌عدالتی را تقویت می‌کرد.

در منطقه ما، روحانیت از گذشته جایگاه ویژه‌ای داشته است. شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله صدوق و دیگر روحانیونی که در مسیر خدمت به مردم قدم گذاشتند، برای نسل‌های بعد الگو بودند. بنده در سال ۱۳۵۲ برای تحصیل علوم دینی به قم آمدم و وارد حوزه شدم. در سال‌های بعد نیز با جریان انقلاب و نیرو‌هایی که در مسیر نهضت امام خمینی (ره) فعالیت می‌کردند، همراه شدم. اگرچه زندگی من با آیت‌الله صدوق هم‌زمان نبود، اما شنیدن روایت‌هایی درباره روحیه ظلم‌ستیزی، مردم‌داری و تلاش روحانیون پیشگام، در شکل‌گیری نگاه ما به مسئولیت اجتماعی روحانیت بی‌تأثیر نبود.

آنچه من از آیت‌الله صدوق شنیده‌ام، جز خیر و نیکی نبوده است. با وجود اینکه افتخار درک مستقیم او را نداشتم، همین روایت‌ها برای من نشان‌دهنده شخصیتی است که خدمت به مردم، مسئولیت‌پذیری و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی را در عمل معنا می‌کرد. امیدوارم با گردآوری اسناد، خاطرات خانواده و روایت‌های کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، ابعاد بیشتری از زندگی علمی، اجتماعی و مبارزاتی آیت‌الله محمدصادق صدوق گلپایگانی روشن شود و نسل جوان بیش از پیش با سیره این مجتهد جاویدالاثر آشنا شود.

انتهای پیام/ آرش سلیمی فر


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه