خاطرات دوران اسارت آزاده محمد پور قاسم اولين هديه انقلاب

اولين هديه انقلاب
اولين حركت انقلابي مردم كرمانشاه قبل از پيروزي انقلاب، با شهادت يكي از ائمة معصومين(ع) مصادف شده بود. مبارزين و متديّنين كرمانشاه، يكي از سخنرانان قم را كه تعلق خاطري هم به امام داشت، براي سخنراني در مسجد معتضدي كرمانشاه دعوت كردند. سخنراني در عصر جمعه برگزار شد و سخنران هم در منبر در مورد نقش امامت و رهبري در جامعه اسلامي، صحبتهاي زيبا و هدفمندي كرد. مسجد مملو از جمعيت بود و پاسبانها هم مسجد را احاطه كرده بودند. من، كشوري وسهليان هم در بين جمعيت بوديم. پس از پايان سخنراني، مردم با شعار «درود بر خميني» از مسجد خارج شدند و در خيابان راه افتادند. در اين ميان مشت و لگد و باتوم پاسبانها بود كه به سر و صورت و بدن مردم انقلابي فرود ميآمد. من و احمد هم از اين خوان پرنعمت بيبهره نمانديم. يك مشت زير چشم من و يك باتوم هم به دست احمد خورد و ساعتش شكست. اين اولين هديهاي بود كه ما از انقلاب گرفتيم. وقتي به خانه آمديم، او دست باتوم خوردهاش را ميبوسيد و ميگفت:« الحمدلله كه ما هم در اين انقلاب سهيم شديم و باتومي خورديم. عجب لذتي دارد باتوم خوردن در راه اسلام و انقلاب.»[1]
منبع: کتاب چاي آخر. صفحه 62