وصیت نامه شهید سیف الله آذری

سيفالله آذري
بسمالله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
«ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون».[1] «مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته ميشوند مردهاند، بلكه زندهاند و نزد خدايشان روزي ميخورند».
با سلام و درود به پيشگاه ولي عصر آقا امام زمان(عج) و نايب برحقش امام امت خميني كبير و با درود بر رزمندگان اسلام و شهدا و مجروحين و معلولين انقلاب اسلامي.
خدمت امت حزبالله و شهيدپرور شهرمان سلام عرض مينمايم. خدمت پدر و مادر عزيزم، خواهر و برادران عزيزم، دوستان و آشنايان و فاميلها سلام عرض مينمايم و سلامتي همگي شما را از خداوند متعال خواهانم. اينك كه قلم در دستم روي كاغذ ميلغزد و وصيتنامهام را مينويسم، آرزو دارم خدا مرا جزء شهدا قرار دهد. مادر و پدر عزيزم، ميدانم كه مرا دوست داريد ولي وقتي مبارزه براي[2] دين خدا پيش ميآيد بايد به مجاهده بهپا خيزيم. من شما را خيلي دوست داشتم، ولي خدايم را از شما بيشتر دوست دارم و به عشق او از وطن و دينم پاسداري ميكنم و بدانيد بهترين كشته شدنها همانطوري كه علي(7)[3] ميفرمايد: «افضل الموت القتل في سبيل الله»،[4] برترين نوع مرگ، مرگ سرخ در راه الله[5] است.
اميدوارم مرا ببخشيد چون در تمام زندگيام جز[6] دردسر و مزاحمت چيزي ديگر براي شما نداشتم. پدر و مادر عزيزم، مرا حلال كنيد و برايم دعا كنيد كه جزء شهدا قرار گيرم، چون ميدانم لياقت شهادت را ندارم و خدا مرا جزء شهدا قرار نميدهد. پدر و مادرم كه اميد داشتيد مرا داماد كنيد، اميد داشتيد در پيري عصاي دستتان باشم، ولي چه كنم، عاشقم و عشق خدا مرا به طرفش كشيده است. پدر و مادرم، بعد از مرگ من ديگر برادرانم را سفارش كنيد كه اسلحهام بر زمين نيفتد و اسلحه مرا بردارند و درود خدا به شما باد كه چنين فرزنداني را تحويل جامعه ميدهيد. چند سخني با خواهرم: خواهر عزيز و مهربانم همچون زهرا(3) بچههايت را تربيت كن و از هر كدام اسطورهاي[7] از مقاومت بساز. در اين دنياي پوچ، مال و ثروت مايه خوشبختي نيست. فقط به خدا نزديك شدن و به حالات معنوي رفتن مايه خوشبختي[8] و سعادت ميباشد. مرا حلال كن و برايم دعا كن كه خدا از گناهانم بگذرد. سخني با برادر بزرگترم يدالله[9] دارم. برادر عزيزم، سلام عرض مينمايم. اميدوارم مرا به بزرگي خود ببخشي و مرا حلال كني. همسرت و پسر كوچكت را از قول من سلام برسان. مرا از ذكر دعا [...][10] پيش پروردگارت هيچگاه فراموش نكن كه سعادت و افتخار در اين كارهاست. فقط براي رضاي[11] او و براي رضاي او قدم بردارد. هيچگاه ذكر خدا را فراموش نكن. برادران كوچكم، مصطفي و عزت، از اين دور دستها سلام خود و رزمندگان را تقديم حضورتان مينمايم. برادرانم، اسلحهام را بر زمين نگذاريد. مصطفي تو كه خود مشغول خواندن درس هستي، دَرسَت را ادامه بده. اميدوارم كه فرد لايقي براي جامعه بشوي و تو، عزت، دنبال صنعت و كسب علم برو و يادت باشد كه برادرت وصيت كرده اسلحهاش را بر زمين نگذاري. سخني با دوست و پسر عزيزم، حسين. حسين جان، اگر خوبي و بدي از من ديدي به بزرگي خودت ببخش و تو بودي كه حتي من بيشتر اوقاتم را با تو ميگذراندم و اخلاق مرا زياد آشنايي داري. ميداني فقط براي رضاي خدا و براي رضاي او به جبهه آمدم. كسب علم را ادامه بده و دست از مراسم مذهبي بر ندار كه ما هرچه داريم از اين مراسم است. خواهرم مرا حلال كن. پدر و مادرم ديگر عرضي ندارم كه به رشته تحرير درآورم. ميدانيد كه به كسي بدهكار نيستم. تا حد امكان برايم نماز و روزه بهجا آوريد، هر مقدار كه لازم دانستيد خيرات و صدقات بدهيد. همشهريها و امت حزبالله پشتيبان امام باشند. جبههها را پر كنيد و در هر لحظه ذكر خدا را فراموش نكنيد.
«والسلام»
و من الله التوفيق
دوستان افزون كنيد همواره همت را |
|
اين پيام از من بپا داريد وحدت را |
همگي ياري امام امت را |
|
وعدة او ديدار ما بهشت رضوان است |
S.AZARI[12]
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار
[1]- آل عمران/ 169. در اصل وصيت واژه «قتلوا» بدون الف، «قتلو»، نوشته شده است.
[2]- در اصل وصيت بهجاي واژه «براي» كلمه «با» آمده است.
[3]- در اصل وصيت بهجاي حضرت علي عبارت را از قرآن دانسته است.
[4]- معمول بود در نوشتن كلمه «الله» از تحرير كامل آن خودداري ميكردند و بهصورت «ا...» مينوشتند. شايد احتياط بود كه مبادا نوشته زير پاي كسي بيفتد. عبارت «افضل الموت القتل في سبيل الله» در قرآن وجود ندارد. در خطبه 123 نهجالبلاغه، اين سخن از علي(7) آمده است. «ان اكرم الموت القتل» ترجمه «همانا، گراميترين مرگها كشته شدن در راه خداست».
[5]- در اصل وصيت «ا...» است.
[6]- در اصل وصيت «جزء».
[7]- در اصل وصيت «استورهاي».
[8]- در اصل وصيت «خوشوقتي».
[9]- در اصل وصيت «يدا...».
[10]- خوانا نيست.
[11]- در اصل سند بهجاي «او» نوشته «و». احتمالاً در اثر عجله الف افتاده است.
[12]- ذيل وصيت نام خانوادگي به خط لاتين نوشته شده است.