نام: سعادتقلى
نام خانوادگى: آرقند
نام پدر: جعفر
تاريختولد:02/01/1343
ش.ش :22
محلصدورشناسنامه: خلخال
تاريخ شهادت:07/08/63
نوع حادثه: حوادث مربوط به جنگ تحميلى
شرح حادثه: حوادث ناشى از درگيرى مستقيم
با دشمن - توسط دشمن در جبهه
استان: بنيادشهيداستاناردبيل
شهر:اداره بنياد شهيد خلخال
پدر عزيز و مادر مهربانم سلام
سلامى به پاكى ماه و به
درخشندگى آفتاب. اميدوارم سلام ناقابل مرا از فرشته گاهى دور كه به خدمت شما ارائه
مى دهم بپذيريد سلام ناقابل كه از پستى و بلنديهاى كوههاى سر به فلك كشيده كردستان
نثار مى كنم قبول كنيد و مرا دعا كنيد.
زيرا بعد از كلام خدا پدر و مادرند كه دعاهايشان
مستجاب مى شود . اكنون كه صدام نابكار با صدها قشون و لشكر به ميهن اسلامى ما
تجاوز كرده است و ما نيز بعنوان سرباز غيرتمند ارتش جمهورى اسلامى بايد از خاك وطن
وجب وجب نگهدارى كنيم و مسلمانان نبايد از مرگ بترسند مرگى كه مانند شهادت
شرافتمندانه است و ما نيز مسلمانيم و باكى از دشمن نداريم.
اگر ؟ به اين فكر باشند كه اگر زمان امام حسين
(ع) مى بود ما به كمك امام حسين (ع) مى رفتيم و با يزيد ستمگر مى جنگيديم پس
ظالمان اين دنيا بايد بدانند كه اكنون اسلام همان اسلام است كه به رهبرى امام
خمينى ظالمان را سركوب مى كند و حضرت امام پرچم اسلام را بدست گرفته و مانند امام
حسين (ع) با يزيديان و صدام كافر جنگ مى كند ما نيز از لشكر اسلام هستيم و تا
آخرين نفر و تا آخرين نفس با صدام كافر نبرد خواهيم كرد.
پدر عزيز و مادر مهربانم من با
خلوص نيت پاك وصيت نامه خود را مى نويسم و اين نوشته مرا وصيت حساب كنيد. شايد در
اين نبرد به اميدى پروردگار بزرگ شهادت را نصيبم نمود و ديگر نتوانستم شما پدر و
مادر مهربان را ببينم و نتوانستم به آغوش
شما بيايم. وصيت من اين است : اول اينكه مادرم شيرت را بر من حلال كن و زحماتى را
كه برايم كشيدى و بى خوابى شبها را تحمل كرده اى و اگر شهادت هم نصيب من شد باز هم
تحمل كن و صبور باش . مادرجان بعد از مرگ من گريه و زارى مكن اگر مى خواهى گريه
كنى بر احوال امام حسين (ع) كه در دشت كربلا بدن نازنين او را تكه تكه كردند و
براى على اكبرش گريه كن . و از دير آمدن من به آغوش شما هيچ گونه ناراحتى نكنيد.
اكنون با دشمن در نبرد هستيم و شما هميشه دست به
دعا باشيد كه رزمندگان اسلام در نبردشان
پيروز باشند و پرچم اسلام را در تمام جهان برافرازند. پدر عزيز و مادر مهربان اگر
من شهيد شدم هيچگونه ناراحت نباشيد زيرا در روز قيامت در مقابل امام حسين (ع)
روسفيد هستيد و در آن روز با هم ملاقات مى كنيم و اين پيام مرا به تمام دوستان و
آشنايان و به برادران دينى برسانيد كه به گفتار حضرت امام لبيك بگويند و سنگرهاى
شهدا را خالى نگذارند و بخاطر خون امام حسين (ع) جبهه ها را خالى نگذارند و در
شبهاى جمعه در مسجد ها دعاى كميل بخوانند و مسجدها را خالى نگذارند.
براى برادرانم سلام دارم.
برادان عزيز شما نيز از اسلام دفاع كنيد و از قرآن نگهدارى كنيد و به برادركوچكم
محمد سفارش مى كنم كه مواظب خود باشد. و به خواهرانم سلام دارم . خواهران عزيز بعد
از شهادت من زينب وار باشيد.
من به تمام اهل خانواده ام اين
را سفارش مى كنم كه براى من هيچگونه گريه و زارى نكنيد چون گريه شما باعث دلشادى
دشمن مى شود شما صبور باشيد تا دشمن از صبور بودن شما سرنگون شود . وصيت بنده در
آخر اين است كه اگر بنده شهيد شدم مرا در كنار شهيد عقيل نباتى و حسين دفن كنيد و
در شبهاى جمعه فراموشم نكنيد. بايد مرا ببخشيد كه وقت شما را گرفتم و پدر بايد
ببخشيد كه زحمتهاى زيادى برايم كشيده اى و مادرم امام را دعا كن كه سلامتى امام
سلامتى همه ماست. اگر زنده ماندم باز برايتان نامه ارسال مى كنم.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى
خمينى را نگهدار
خداحافظ - فرزند شما سعادتقلى
آرقند 1/8/63