حسن در سایه پربرکت حضرت عبدالعظیم حسنی رشد کرد
به گزارش نوید شاهد سمنان، اراده خداوند تجلی کرد و در کارگاه آفرینش به پگاه سومین روز از خردادماه ۱۳۴۰ شهید حسن هوشمند با وجود خود، دنیا را زینت داد و نوزادی از نسل خوبان در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی، در سرزمین متبرک ری چشم گشود. در خانهای ساده، ولی بینهایت زیبا و در آغوش گرم معصومه اسکندری و محمدعلی هوشمند جای گرفت.
حسن در سایه پربرکت حضرت عبدالعظیم حسنی رشد کرد
پدر به یاد شکوه و نیکی امام بقیع نشین، فرزند خود را حسن نامید و این نام مبارک و خجسته را دوست میداشت. پدر کارگر یکی از کارخانههای اطراف تهران بود و به پینه آبرو، نان میجست و مادر در سایه محبت اهل بیت (ع) و سایه پربرکت حضرت عبدالعظیم حسنی، حسن را بزرگ میکرد. حسن تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی را در شهر ری گذراند. نوجوان بود که در فعالیتهای انقلابی شرکت میکرد. اعلامیه پخش میکرد و روی دیوارها شعار مینوشت. به دلیل بروز مشکلات مالی در خانواده و برای کمک به پدر، روزها کار میکرد و شبانه درس میخواند.
صوت قرآنش آرام بخش اهل خانه بود
محل کارش آموزشگاه رانندگی بود و کنار عمویش کار میکرد. حسن عاشقانه به نماز اول وقت پای بند بود و حلال و حرام را خوب میفهمید. به پدر و مادر و خواهر و برادرانش عشق میورزید و زمانی که قرآن میخواند، دم گرمش آرام بخش اهل خانه بود و رایحه کلامش، اهالی را به وجد میآورد. جوانی با ایمان و عاشق میهن و از سربازان مخلص و علاقهمند به امام و مقتدایش شده بود. بعد از پیروزی انقلاب، در ستاد نماز جمعه تهران به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی ادامه داد تا زمانی که با عشق و علاقه خود را برای خدمت وظیفه آماده میکرد.
اینجا حسن دیگری را از سلاله دلدادگی به تیر دوختند
اوایل جنگ و بهترین فرصت برای ابراز عاشقی و ارادت به ساحت انقلاب و مکتب سرخ شهادت بود. پس برای خدمت نظام در تاریخ بیست خرداد ۱۳۵۹ به شیراز رفت و از آنجا به منطقه جنوب و دزفول اعزام شد. پس از صد و شش روز حضور در جنگ، در تاریخ ششم مهر ۱۳۵۹ در منطقه کرخه پس از وقوع جراحت در دستان آسمانیاش، در خودرو حمل مجروحین قرار گرفت که مسیرش بیوقفه به سوی بهشت بود. خودرو به تیر قهر دشمن مورد هدف واقع شد و تا امروز پس از گذشت سالها حتى اندکی از پیکرش نیامد تا آسایه مادر شود و جسمش نیز چونان روحش راه آسمان گرفت. روزی بر جسم حسن در مدینه تیر نواختند و اینجا حسن دیگری را از سلاله دلدادگی به تیر دوختند. خدایش خواست تا جاوید بماند. عشق یعنی جاودانگی در مصاحبت تمام جاودانهها.
انتهای متن/