فرمانده گروهانی که برای اشاعه فرهنگ انقلاب مشتاقانه میجنگید
به گزارش نوید شاهد سمنان؛ دست هنرمند پروردگار رنگ خون به غروب آهوانو زده بود. خورشید آهسته آهسته خود را به پشت کوههای آهوانو میرساند. نسیم بازیگوش کوهستان با برگهای درختان زردآلو و گیلاس به بازی آمده بود و هر چند وقت یک بار برگی در فضای دلنشین روستا رقصکنان به زمین میافتاد. نگاه گوهر در هوا به پرواز درآمد و به غروب زیبا و باشکوه خیره شد.
در ذهن، تاریخ را مروری کرد. با خود گفت: «امسال، بیستم شهریورماه ۱۳۴۲ تاریخ تولد اولین فرزندم خواهد بود.» لباسهای نوزاد را دانهدانه چید و در بقچه گذاشت. به زمان آمدن مسافرش چیزی نمانده بود و گوهر در انتظار نوزاد لحظات را میشمرد. فردای آن روز خبر در روستا پیچید که فرزند حسن رضایی پای به کره خاکی گذاشته است.
شهید علی رضایی اولین فرزند حسن، بیستم شهریورماه ۱۳۴۲ چشم و چراغ خانه را روشن کرده بود. همه قدم نو رسیده را تبریک میگفتند و شیرینی میخواستند. علی، شجاع و جسور بار آمده بود و این خصایل پرورش یافتگان کوهستان است. دوران ابتدایی را در روستا گذراند و به علت نبودن مقاطع تحصیلی، به شهر دامغان عزیمت کرد.
پدر در شهر خانهای برایش اجاره کرد تا بتواند راحتتر درس بخواند. علی به همراه چند نفر از دوستانش در منزلی ساکن شدند و پدر هم به همراه آنها به شهر آمد تا هم مراقب نوجوانش باشد و هم به کار بپردازد. او با بچههای دیگر فرق داشت و به جای اینکه از امکانات تفریحی و ناسالم آن روزها مثل رفتن به سینما و پرسهزدن در خیابانها استفاده کند، برای همسالان خود تیم والیبال درست کرد و سرگرمشان ساخت.
فرمانده گروهانی که برای اشاعه فرهنگ انقلاب مشتاقانه میجنگید
آهسته آهسته نوای انقلاب به گوش میرسید و سخنان امام خمینی به جوانان هوشیاری میداد. علی نوجوان، شیفته امام و عقایدش شد و راه امام را پیش گرفت. او از هیچ کاری برای اشاعه فرهنگ انقلاب دریغ نکرد. به همراه فعالیتهای انقلابی، درسش را تا پایان هنرستان ادامه داد و در رشته برق فارغالتحصیل شد. در دانشگاه شرکت کرد و قبول شد اما علاقهاش به عضویت در سپاه بیشتر بود. به همین خاطر دانشگاه نرفت.
جنگ تحمیلی شروع شده بود و با وجود مخالفت برخی اقوام، مشتاقانه به سوی جبههها شتافت. شیرمرد جبههها، مخلصانه و مردانه با دشمن جنگید. او در سِمت اطلاعات عملیات و فرمانده گروهان، خدمات شایانی کرد و در ادب، اخلاق و ایمان چون دیگر رزمندگان شهره شد. در چندین عملیات، جسورانه شرکت کرد تا این که بيست و دوم اسفندماه ۱۳۶۳ در شرق رود دجله عراق بر اثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. پيکر وی را در گلزار شهدای فردوسرضای شهرستان دامغان به خاک سپردند.
منبع: کتاب فرهنگنامه شهدای استان سمنان-شهرستان دامغان/ نشر فاتحان-قائمی
یک مسلمان از هیچ چیز جز اسلام نمیترسد
سخنرانی شهید «علی رضایی» در خصوص خیانتی که در ابتدای جنگ تحمیلی به انقلاب اسلامی شد/ قسمت اول