پسرم را خدا انتخاب کرده بود
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

پسرم را خدا انتخاب کرده بود

مادر شهید «آرش آزما» در بیان خاطرات فرزندش می گوید: پسرم را از همان کودکی خدا انتخاب کرده بود. هر زمان که برای او چیزی می خریدم به من می گفت: مادر چادرت را جلوی من بگیر که کسی نبیند من چه چیزی می خورم، نکند کسی هوس کند.
شهادت در مسیر خدمت
خاطرات شفاهی والدین شهدا

شهادت در مسیر خدمت

مادر شهید «خانعلی ملایی سیرویی» می‌گوید: نمازهایش را مرتب می‌خواند و همیشه مشغول تلاوت قرآن بود. یک روز که قرآن می‌خواند، مادربزرگش گفت؛ مادرجان، ان‌شاءالله یک روز هم برای من قرآن بخوانی. اما شهید پاسخ داد؛ مادر، شاید من زودتر از تو رفتم. او در محل کارش بود و قصد داشت کپسولی را بلند کند که ناگهان کپسول منفجر شد و در این حادثه او و یکی از همکارانش به شهادت رسیدند.
قرآن و جانمازش را به یادگار نگهداشتم
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

قرآن و جانمازش را به یادگار نگهداشتم

پدر شهید حاتمی گفت: بسیار اهل نماز و قرآن بود و جانماز و قرآنش را به یادگار نگهداشتم.
پسرم در درگیری با ضد انقلاب شهید شد
خاطرات شفاهی والدین شهدا

پسرم در درگیری با ضد انقلاب شهید شد

عبدالله خلیلی پدر شهید «ابراهیم خلیلی» می‌گوید: «ضدانقلاب منطقه زیاد بود و هر از گاهی درگیری پیش می آمد تا اینکه در درگیری پسرم شهید شد نامردی کردند فقط ضد انقلاب می زد.»
بدون دیدن هیچ آموزشی، داوطلبانه نام‌نویسی کرد

بدون دیدن هیچ آموزشی، داوطلبانه نام‌نویسی کرد

حسن عادلی پدر شهید «بخشعلی عادلی» می‌گوید: «برگشت و بدون دیدن هیچ آموزشی داوطلبانه نام نویسی کرد برای خدمت سربازی، گفتم که بذار اسمت دربیاد بعد میری، گفت که اول و آخرش باید برم، رفت به شهر دیزج با دوستانش که اونجا بود در حین آموزش دیدن، پسرم را شهید کردند.»
گفتم تو رو دادم که در راه خدا شهید بشی

گفتم تو رو دادم که در راه خدا شهید بشی

فضه الهوردی مادر شهید «بایرامعلی علیلو » می‌گوید: «گفتم که تو رو دادم به امانت خدا، گفت اینجوری نگو بگو که تو رو دادم در راه خدا شهید بشی، اینم به روی چشم تو رو دادم که در راه خدا شهید بشی به قرآن و اسلام کمک کنی رفت و دیگه نیومد.»
راه پیروزی از دل فداکاری می‌گذرد
خاطرات شفاهی والدین شهدا

راه پیروزی از دل فداکاری می‌گذرد

پدر شهید «ابراهیم قویدل» می‌گوید: پسرم بسیجی بود. یک روز آمد پیشم و گفت می‌خواهد به سربازی برود. بعد از نام‌نویسی، او را به منطقه میمک اعزام کردند. مدتی که در جبهه بود، دو بار به مرخصی آمد. همیشه از جبهه صحبت می‌کرد. جنگ همین است؛ هرکس پیروزی می‌خواهد باید فداکاری کند و خون بدهد.
شهیدی که مهربانی‌اش زندگی می‌بخشید
خاطرات شفاهی والدین شهدا

شهیدی که مهربانی‌اش زندگی می‌بخشید

پدر شهید «محمدشریف عبداللهی» می‌گوید: سربازی پسرم در مازندران بود. یک روز همراه یکی از دوستانش به یکی از روستاهای اطراف رفته بودند. شهید متوجه گاوی شد که مریض و روی زمین افتاده بود. نگاهی به آن کرد و شروع به نوازشش کرد. چند دقیقه بعد که برگشتند، دیدند گاو سرحال ایستاده است. نباید از مرگ ترسید، ما به سوی خدا بازمی‌گردیم.
شهیدی که شهادت را شب دامادی می دانست

شهیدی که شهادت را شب دامادی می دانست

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، همسران، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» گفتگو با مادر بزرگوار شهید «حبیب الله فلاح زاده» پرداخته است. این مادر بزرگوار از قول همرزمان فرزندش بیان کرد: «فرزندم شب قبل از شهادت کف میزد و شادی می کرد که فردا روز دامادیش یعنی شهادت است و همانگونه شد و فردای آن روز به شهادت رسید.» پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد یزد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
فرزندم از نسل جوان می‌خواهد نسبت به انقلاب بی‌تفاوت نباشند
تاریخ شفاهی والدین شهدا

فرزندم از نسل جوان می‌خواهد نسبت به انقلاب بی‌تفاوت نباشند

در این کلیپ پدر شهید «گل‌ابراهیم پارسا» می‌گوید: «فرزندم در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: ای نسل جوان بی‌تفاوت نباشید، علی‌اکبر حسین(ع) برای هدفش به شهادت رسید.»
همسرم در شهادت پسرمان، قطره‌ای اشک نریخت
خاطرات شفاهی مادر و همسر شهید

همسرم در شهادت پسرمان، قطره‌ای اشک نریخت

مادر و همسر شهید زورآبادی در خاطره‌ای از همسر شهیدش گفت: پسرمان که شهید شد همسرم اصلاً گریه نکرد و می‌گفت قربانی در راه خدا گریه ندارد.
آخرین مرخصی، سرآغاز ایثار و جاودانگی
خاطرات شفاهی والدین شهدا

آخرین مرخصی، سرآغاز ایثار و جاودانگی

پدر شهید «محمد ناجی» می‌گوید: او را به کردستان اعزام کرده بودند. دو ماه از خدمتش می‌گذشت که مرخصی گرفت و به خانه آمد. در کنارم می‌نشست و از جبهه‌ها می‌گفت. یک هفته از رفتنش گذشت که شنیدم مردم درباره پسرم صحبت می‌کنند و می‌گویند ناجی شهید شده است تا اینکه ظهر همان روز، پیکر بی‌جانش را آوردند.
«لطف‌الله» پیرو خط امام و ائمه معصومین(ع) بود/ او با صدق دل به این راه پا گذاشت
تاریخ شفاهی پدارن شهدا

«لطف‌الله» پیرو خط امام و ائمه معصومین(ع) بود/ او با صدق دل به این راه پا گذاشت

در این کلیپ پدر شهید «لطف‌الله خدر» نقل می‌کند: «لطف‌الله بسیار عاقل، مودب و خوشرو بود. پیرو خط امام و ائمه معصومین(ع) بود. او با صدق دل و با یقین به این راه پا گذاشت.»
پسرم، شهید مبارزه با اشرار شد
خاطرات شفاهی والدین شهدا

پسرم، شهید مبارزه با اشرار شد

والدین شهید «غلام یوسفی» می‌گویند: پسرم اخلاق نیکویی داشت و همواره به حرف‌های ما گوش می‌داد. او بسیجی بود و برای گشت‌زنی رفته بود. اشرار در کمین بودند و جلوتر سنگر گرفته بودند. هنگامی که پسرم و همراهش نزدیک شدند، اشرار شروع به تیراندازی کردند و در این درگیری، پسرم و همراهش هر دو به شهادت رسیدند.
عاشق زیارت امام حسین بود
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

عاشق زیارت امام حسین بود

همسر شهید رستمی گفت: همیشه آرزوی دیدن صحن و سرای امام حسین (ع) را داشت.
آرزویش شهادت بود و لیاقتش را هم داشت
خاطرات شفاهی والدین شهدا

آرزویش شهادت بود و لیاقتش را هم داشت

مادر شهید «علی خادمی» می‌گوید: همیشه به مسجد می‌رفت و با همه رفتار خوبی داشت. وقتی می‌خواست همراه دوستش جایی برود، به او می‌گفت؛ "اول نمازت را بخوان، بعد با من بیا." آرزویش شهادت بود و واقعاً هم لیاقتش را داشت. در نامه‌هایش مدام می‌نوشت که از نرسیدن به شهادت ناراحت است.
خمپاره باعث سوختن پیکرش شده بود
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

خمپاره باعث سوختن پیکرش شده بود

همسر شهید صفری درباره نحوه شهادت همسرش گفت: خمپاره در سلیمانیه عراق به خودرویش اصابت کرد و او به شهادت رسید.
برگزاری اردوی یک روزه زیارتی قم و جمکران

برگزاری اردوی یک روزه زیارتی قم و جمکران

اردوی یک روزه زیارتی قم و جمکران به همت معاونت فرهنگی بنیاد شهید منطقه ۱۵ویژه خانواده معزز شهدا و ایثارگران برگزار گردید.
مسیری که به ایثار ختم شد/ از مسجد تا جبهه
خاطرات شفاهی والدین شهدا

مسیری که به ایثار ختم شد/ از مسجد تا جبهه

مادر شهید «عباس احمدی» می‌گوید: پسرم توی فامیل اخلاقش نمونه بود و با همه خوش‌رفتار بود. همیشه پای منبر می‌نشست و به مسجد می‌رفت. هفده ساله بود که راهی جبهه شد.
مادر شهید برزگر: فرزندم قبل از شهادت پول خمس را کنار گذاشته بود

مادر شهید برزگر: فرزندم قبل از شهادت پول خمس را کنار گذاشته بود

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، همسران، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» گفتگو با مادر بزرگوار شهید «مصطفی برزگر ابرقوئی» پرداخته است. این مادر بزرگوار بیان کرد: «وقتی پیکر فرزندم و وسایلش را بعد از شهادت آوردند پول خمس را کنار گذاشته بود.» پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد یزد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
بعدی 2 3 4 5 قبلی