«امروز كه فرصت جبران براى همه باقى مانده است مغتنم شماريد و نگذاريد حب مال و جاه و خانواده شما را از مسير عبودت الله بدرسازد زيرا در روز جزا مال و فرزند و جاه و مقام نفعى ندارد و تنها عمل صالح است كه شما را در جنّات، قرين رحمت مى سازد. مرگ آفت تمامى آمال و آرزوهاى دنيايى شماست پس به رفتگان بنگريد.» آنچه خواندید قسمتی از وصیت نامه فرمانده گروهان کربلا، شهید"بشیر باقری" است. نوید شاهد شما را به مطالعه متن کامل این وصیت نامه دعوت می کند.

به گزارش نوید شاهد سمنان، شهید بشیر باقري یکم فروردین 1342 در شهر بسطام از توابع شهرستان شاهرود به دنيا آمد. پدرش عباس و مادرش عليه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. ازدواج كرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. پاسدار بود. بيست و سوم دي 1365 با سمت فرمانده گروهان در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر و شكم، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي زادگاهش قرار دارد.

فراز هایی از وصیت نامه شهید

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان 
حمد و ستايش خداوند منان را كه توفيق جهاد در راهش را نصيب اين بنده حقير نمود و مرا از مجاهدين در راهش قرار داد خداوند را ستايش مى كنم زيرا غير از تو كسى را سزاوار ستايش نمى دانم و تو را مى پرستم و عبادت مى كنم چون تو معبود منى و من بنده ضعیف و ذليل و حقير توام. خداوند راضيم به رضاى تو و تسليم تو هستم اگر مرا لايق مى دانى شهادت در راهت را نصيبم كن .

نزدیک عملیات است...
اكنون كه نزديك عمليات است و در بچه هاى گردان كربلا، شور و عشق عجيبى ديده مى شود اصلاً بچه ها يك حالتى دارند كه قابل نوشتن روى اين كاغذ نيست و شايد كه هر چه سريعتر حرکت كنيم كه به خط برويم و در يكى دوشب آينده عمليات شروع مى شود لازم دانستم چند خطى  به عنوان وصيت يادگار بگذارم:
قبل از  هر چيز بايد از پدر و مادرم نهايت شكر را بكنم كه براى من خيلى زحمت كشيدند و به گردن من حق زيادى دارند اميدوارم كه اجرتان را خداوند متعال به شما عنايت بفرمايد و از شما پدر و مادرم مى خواهم كه از من راضى باشيد از برادران و خواهرانم هم حلاليت مى طلبم و از خانم خودم و كليه كسانى كه شايد غيبت آنها را كرده باشم و يا حقى به گردن من دارند از آنها مى خواهم كه از اين حقير راضى باشند اگر كسى چيزى از بنده گنه كار طلب دارد كه اين بنده گنه كار فراموش كرده به پدرم مراجعه كند و يا به خانواده ام و يا به برادرانم تا اينكه طلب خود را بگيرد.

ما از چه می ترسیم؟
مردم عزيز، مردمى كه هميشه در تمام صحنه ها بوده ايد و هستيد رزمندگان از میگ هاى عراقى و میراج ها و تانك ها و اسلحه هاى دشمنان ترسى ندارند بلكه ترس ما از خالى شدن مساجد و صف هاى نماز جمعه و جماعات مى باشد. ترس ما از تنها گذاشتن امام و خط ولايت فقيه است مردم عزيز بدانيد اگر روزى ولايت فقيه را از شما بگيرند قلب اسلام را گرفته اند و اسلامى باقى نخواهند گذاشت پس يادتان نرود از امام حمايت كنيد و از شما عاجزانه مى خواهم كه امام عزيز را دعا كنيد چون دعاى من هميشه اين بوده كه خدايا تمام عمرم را فداى يك لحظه نفس كشيدن امام بگردان و از مردم مى خواهم كه اگر از يك پشت ميزى اشتباهى ديدند به  حساب انقلاب نگذارند و خلاصه درباره انقلاب تمام سفارشاتم را به همين دو بيت شعر خلاصه مى كنم: 
مبادا خويشتن را واگذاريم    امام كوفه را تنها گذاريم 
زخون هر شهيدى لاله اى رست    مبادا روى لاله پا گذاريم

دنیا را سه طلاقه کردم
خدايا هنگامى كه ديدم همه عالم  به دشمنى اسلام و انقلاب و امام عزيز كمر بسته اند دنيا را سه طلاقه كردم و از همه چيز و همه كس چشم بستم. خدايا در مقابل امر تو تسليم محض شدم بتو توكل كردم به قضا و قدر رضا دارم، به شهادت متوسل شدم در مقابل فشار و انحراف و يأس، رویین تن شدم، ديگر دشمن؛ همه دنيا هم در مقابل اسلام و ما مسلمانان ناچيز است ديگر دلبستگى به چيزى يا كسى ندارم كه اسير جبر طبیعت قرار گيرم. مى خواهم در اين خودخواهى و مصلحت طلبى راه ابراهيم وار در كعبه فداكارى كنم، مى خواهم زور و تكبر را با آب اخلاص و خلوص و تواضع شستشو دهم، مى خواهم پروانه وار دور شمع بسوزم و از نور خود دنياى ظلمت زده موجود را روشن كنم، چون شناخته ام كه راه امام خمينى راه رسول الله است. مى خواهم هزار مرتبه كشته شوم و باز زنده شوم.

نگذارید گرد پیری سر و روىتان را سفيد كند!
سفارشم به تمامى عزيزانى كه صداى مرا در اين وصيت مى شنوند اين است كه از گناه هر چند كه كوچك است پرهيز كنيد حتى در خلوت، چون خداوند در اين دنيا شاهد است در فرداى قيامت حاكم. 
سفارشم به جوانها اين است كه ننشيند كه گرد پيرى سر و روى آنها را سفيد كند. پدر و مادرم، همسر و برادر و خواهرانم در شهادتم ناراحتی نكنيد تازه خوشحال باشيد كه راه من راه اسلام است و راضى باشيد به رضاى خدا و من هم راضيم به رضاى خدا. چون امام حسين (ع) در لحظات آخر در گودال قتلگاه گفت: راضيم به رضاى خدا.

از سختی راه نهراسید
اين چند مطلب را  بگويم هم براى ملت و دوستانم و برادران دينى عزيزم: 
«فاصبر صبرا جميعا» در زندگى صبر را پيشه كنيد كه خداوند با صابران است. از سختي هاى راه نهراسيد و روح الله را تنها نگذاريد اين راه هر چند پر رنج است ولى لذت ابدى شما را تضمين مى نمايد اين كوچه هر چند پر پيچ و خم است ولى در انتهايش خانه معشوق ماست. شياطين بر آنند كه بندگان خدا را از راه عبوديت خالق بى همتا بيرون برند و نگذارند كه بنى آدم روى ‌سعادت را ببينند پس بكوشيد خود را به سلاح تقوا مسلح سازيد كه شياطين را قدرت نبرد با متقين نيست و خداوند متقين را وعده پيروزى داده است.
 
مرگ؛ آفت تمام آمال و آرزوها
مبادا ظاهر زيبا و فريبنده دنيا شما را از سعادت اخروى بی نصيب سازد و شما را بر آن دارد كه در روز محشر سر افكنده و خجل باشيد و انگشت حسرت بر دهان گيريد و روزى پشيمان شويد كه پشيمانى سودى ندارد. امروز كه فرصت جبران براى همه باقى مانده است مغتنم شماريد و نگذاريد حب مال و جاه و خانواده شما را از مسير عبودت الله بدرسازد زيرا در روز جزا مال و فرزند و جاه و مقام نفعى ندارد و تنها عمل صالح است كه شما را در جنّات، قرين رحمت مى سازد.
در دنيا بفكر آخرت باشيد كه دنيا گذرگاهى بيش نيست «كل نفس ذائقه الموت» مرگ آفت تمامى آمال و آرزوهاى دنيايى شماست پس به رفتگان بنگريد. 
كدامينشان خود توانسته اند ذره اى از جيفه دنيا ببرند دين خود را براى اين دنياى بى ارزش و فانى از دست مى دهيد.
بشیر باقری
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده