شهید "ناصر محمدی" از خطه کویر ایران، گرمسار سمنان است. او اسفند سال 60 حوالی پل خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به سینه، شهید شد. به همین مناسبت، نوید شاهدسمنان، نگاهی به زندگی این شهید بزرگوار داشته است که در ادامه می خوانید.

کودکی ناصر 
شهید ناصر محمدی دومین فرزند علی اکبر و سکینه، سی ام شهریور 1341 در گرمسار به دنیا آمد. او از همان کودکی تحت تربیت صحیح پدر و مادر بود و به همین دلیل شخصی خوش برخورد، خوش اخلاق و آرام بود و از همان اوایل فقر را با همه تلخی با پوست و خون خود درک کرد. از همان کودکی به قرآن و نماز علاقه زیادی نشان می داد. ناصر همگام با تحصیل در کوره پز خانه نیز کار می کرد. 

مسجد؛ شروع حرکت انقلاب
در اوایل انقلاب با دیگر دوستان فعالیت چشمگیری در پخش و نصب اعلامیه های امام داشت. پس از پیروزی انقلاب فعالیت های خود را از مسجد آغاز کرد، زیرا معتقد بود که حرکت انقلاب از داخل مساجد شروع شده است و در هر کجا که روحانیت متعهد است اسلام نیز در آنجا است.
به همین دلیل مسجد را به عنوان مرکز فعالیت خود انتخاب کرد. ناصر از معتقدان راستین به روحانیت اصیل و ولایت فقیه بود. وی اکثر شبها را تا صبح به فعالیت می پرداخت و یک دم از انقلاب غافل نبود. در دبیرستان با خط انحرافی بنی صدر به شدت مبارزه می کرد و همگام با آن در ستاد نمازجمعه نیز به فعالیت مشغول بود. 
در تابستان 1360 در جهاد سازندگی شروع به فعالیت کرد. پس از مدتی در بسیج مستقر در مسجد جامع به فعالیت خود ادامه داد. با آغاز سال تحصیلی 61-60 فعالیت چشمگیری در تشکیل انجمن اسلامی دبیرستان داشت و به عنوان یکی از اعضای شورای انجمن اسلامی دبیرستان انتخاب شد و همزمان در بسیـج سپـاه پـاسداران نیز فعال بود و اکثر شبها را به پاسداری از انقلاب می گذراند.

اعتصاب غذا
پدر ناصر نقل می کند: دو سه روزی بود که هروقت پیشم می آمد، می گفت:«اجازه بدین می خوام برم جبهه.» هرچه اصرار می کرد قبول نمی کردم.
یک روز مادرش گفت:«اجازه بده بره، وگرنه پسرم از دست میره.»
گفتم:«چرا؟».
گفت:«الآن دو سه روزه که غذا نمی خوره. میگه تا وقتی پدر اجازه نده برم جبهه، من لب به غذا نمی زنم!».
اعتصاب غذا کرده بود. به مادرش گفتم:«باشه اشکالی نداره، بهش بگو بره جبهه، ولی مواظب خودش باشه.»
وقتی رضایت نامه را به او دادم، با خوشحالی پیشانی ام را بوسید و سریع به بسیج رفت.

اول دی ماه 1360 راهی جبهه شد و در جبهه خونین شهر به مقابله با دشمن پرداخت. سرانجام اول اسفند 1360  حوالی پل خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد و به لقاالله پیوست. 
اینک شهادتش مشعلی فرا راه آینده ما خواهد بود تا پیام همیشه جاویدش را به نسل های آینده بسپاریم.
روانش شاد، یادش گرامی و راهش پایدار باد.                                                           


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده