گفت:«خواب دیدم روزنامه در دست دارم. بیست و یکم بهمنه. اسامی قبولی ها رو زدن. دنبال اسمم گشتم. اسم من هم بود؛ بالای همه اسم ها. بعد مکثی کردو گفت:بچه ها اگر عملیات داشته باشیم اون هم در بیست و یکم بیست و دوم بهمن حتماً شهید می شم...» آنچه خواندید به نقل از همرزم شهید « خلیل الله بهرامی» است. نوید شاهد سمنان شما را به خواندن زندگی نامه این شهید والامقام از شهدای بهمن ماه سال 64 دعوت می کند.
اا


بيست و پنجم مرداد 1332 علی و معصومه در سمنان شاهد تولد نوزادشان بودند. او را خلیل الله نامیدند. خلیل الله در خانواده کارگری متولد شد و با وجود محروميتهاي فراوان با مشقت به تحصيل و کار پرداخت تا قدري از گرفتاري هاي مالي خانواده را جبران كند. وي از همان اوان نوجواني توجه شديدي به مسائل مذهبي داشت و از همان روزها شوق و شور در راه اسلام و انقلاب به وضوح در چهره و عملش آشكار بود. پدرش نقل می کند: «از همان کودکی اذان گوی مسجد محل بود.» 
او تحصیلاتش را تا فوق دیپلم مکانیک ادامه داد. بعد از خدمت مقدس سربازی به شغل معلمی روی آورد و در دبیرستان فنی سمنان مشغول تعلیم و تربیت هنرجویان شد.


معلمی جدّی، اما خودمانی

ناظمیان دوست و همرزم شهید نقل می کند: یکی از دانش آموزان گفت: « استاد بهرامی بود؟»

گفتم:« آره، چطور مگه؟»

با تعجب به طرفی که خلیل الله می رفت نگاه کردو گفت:«فکر می کردم اینقدری که توی کلاس جدیّه بیرون هم همینطور باشه. این که خیلی خودمونیه.»


جهاد علم و عمل 
با اوج گيري انقلاب اسلامي، همچون ديگر امت حزب الله، درتظاهرات و راهپيمایي ها حضور داشت، اما پس از شروع جنگ تحميلي دلاوري شد در دو صحنه علم و عمل، هم فعالانه در هنرستان مشغول به تربيت فرزندان انقلاب و رفع نقيصه هاي موجود گشت و هم از حضور در جبهه ها غافل نشد. 


آرزوی شهادت

همسر شهید نقل می کند: در دعاهایش می گفت: «خدایا! شهادت را نصیبم کن.»

نمازش که تمام شد با ناراحتی گفتم:«چرا همه اش دعا می کنی شهید بشی؟»

گفت:«از خدا خواستم وقتی مرگ به سراغم می یاد، شهادت نصیبم بشه.»

-آخرین بار که میخواست به جبهه برود چشمانش پر از اشک بود اما چیزی نگفت. هنگام خداحافظی، پسرم را بغل کرد. نمی دانم در گوشش چی گفت که حدود ده دقیقه با هم گریه کردند.


آخرین نامه

او در آخرین نامه به خانواده چنین می نویسد: اين شبها همه اش دعاست، مي دانيد چرا؟ چون سلاح ما دعاست. آنچه مسلم است ما نه جنگجو هستيم و نه مهارت جنگي داريم هرچه است ازآن خداست. ما متكي به امدادهاي غيبي خدايیم و خداوند امدادهاي غيبي را براي آنان كه بيشتر دعا مي كنند بيشتر مي فرستد، اين شبها جاي شما خالي است مي دانيد چه كسي منتظر است كه اين ساعت شروع عمليات اعلام شود؟ چه كسي مشتاق است كه زودتر به معشوق خود بپيوندد؟ همان كسي كه دلبستگي او از دنيا كمتر است. هرچه انسان از دنيا بريده شود به خدا نزديكتر مي شود اگر انسان ايمان داشته باشد به آيات و وعده خداوند، به او يكسري مسائل الهام خواهد شد. همان گونه كه در خانه براي انجام يكسري كارها لطف خداوند شامل حال انسان مي شود، در اينجا بيشتر و به وضوح مشاهده مي شود.


خواب شهادت

ناظمیان همرزم شهید نقل می کند: گفت:«خواب دیدم روزنامه در دست دارم. بیست و یکم بهمنه. اسامی قبولی ها رو زدن. دنبال اسمم گشتم. اسم من هم بود؛ بالای همه اسم ها.»

بعد مکثی کردو گفت:«بچه ها اگر عملیات داشته باشیم اون هم در بیست و یکم  بیست و دوم بهمن حتماً شهید می شم.»

عملیات والفجر هشت با رمز «یازهرا» در شب بیست و یکم بهمن آغاز شد. خلیل الله در بیست و دوم بهمن 1364 در همان عملیات به شهادت رسید»
روحش شاد و یادش گرامی باد.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده