شهید "حمیدرضا میلانی" متولد یکم دی ماه 1343،در عملیات بدر سال 1363 با سمت مسئول تبلیغات در شرق رود دجله عراق به شهادت رسيد تا اولین شهید روحانی سمنان گردد. نوید شاهد سمنان در سالگرد تولد شهید، شما را به مطالعه زندگینامه ایشان دعوت می کند.

به گزارش نوید شاهد سمنان، شهید حميدرضا ميلاني، يكم دي ماه 1343 در شهرستان سمنان به دنيا آمد. پدرش حسين، كارگر بود و مادرش صغری بيگم نام داشت.

دوره نوجوانی قبل از پیروزی انقلاب

از سه سالگی همراه بزرگترها به مسجد می رفت و مکبر بود. پس از ورود به دوره ی راهنمايي، او با اجرای نمایشنامه به مخالفت با رژیم  می پرداخت و چندین بار از طرف مدیر مورد تهدید قرار گرفت. در تظاهرات قبل از انقلاب شرکت می کرد. در همان سن و سال کم، گاهی اوقات پشت وانت می رفت و شعار می داد. مردم هم با او همراهی می کردند. یکی از آشنایان ایشان، چنین تعریف می کند:« قبل از انقلاب بود و شب عید فطر. مردم در مسجدالنبی شاهجو در جهادیه جمع شدند تا برای فقرا و نیازمندان لباس و غذا جمع کنند.حمیدرضا دست به ابتکاری زد که تأثیر آن فردایش معلوم شد. او با بازی در نمایش نامه ای نقش یتیم خانواده را برعهده گرفت و مشکلات آنان را  به نمایش گذاشت. با این کار او کمک های مردم چند برابر شد.»

ورود به حوزه علمیه قم

بعد از دوران راهنمایی وارد حوزه علمیه قم شد. دوستان طلبه ی او نقل می کردند که به زیرزمین حجره شان می رفت  و نماز شب می خواند. بارها شب های چهارشنبه با پای پیاده از قم به مسجد مقدس جمکران می رفت. در حجره، به دوستان و همدرس هایش توجه خاصی داشت و به آدم دست و دلباز مشهور بود. اگر یک تخم مرغ بیشتر نداشت برای مهمانش نیمرو می کرد. آنقدر عزت نفس داشت که اگر همان تخم مرغ هم نبود یک قابلمه آب روی چراغ نفتی می گذاشت تا بجوشد و دیگران پی نبرند او بدون غذا مانده است. مادر شهید نقل می کند:« تابستان که درس حوزه تعطیل شد، تصمیم گرفت کارگری کند و کنار دست بنا کار می کرد. عصر که می آمد، از خستگی توی بالکن می خوابید. وقتی هم به او می گفتم  چرا این قدر خودت را خسته می کنی، جواب می داد: صاحبش باید راضی باشه وگرنه این چهل تومنی که به من می دن حلال نیست. بالاخره با دو هزار تومانی که در سه ماه تابستان با کارگری جمع کرد، برایمان یک تلویزیون سیاه و سفید خرید.»

شروع جنگ تحمیلی

با شروع جنگ تحمیلی، هشت بار داوطلبانه به جبهه رفت. هر چند زخمی می شد ولی جبهه را رها نمی کرد. خواهر شهید نقل می کند:« در عملیات فتح المبین از ناحیه زانو مجروح شد و مدتی را در بیمارستان بستری بود. دکتر معالج سفارش کرده بود که پنج ماه باید استراحت کند بدون این که پایش را جمع کند. یک روز که در اتاق روی تخت نشسته بود با گریه می گفت: من تا پنج ماه نباید برم جبهه، خیلی طولانیه، چطوری تحمل کنم؟»

شهادت

سرانجام با شرکت در عملیات بدر در بيست و دوم اسفند 1363 با سمت مسئول تبلیغات در شرق رود دجله عراق به شهادت رسيد تا اولین شهید روحانی سمنان گردد. پيكر وی مدت‏ها در منطقه بر جا ماند و سال 1378 پس از تفحص، در امامزاده يحياي زادگاهش به خاك سپرده شد.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده