وصیت نامه
مردم، اين حقير تكليف خود دانست كه بايد با تمام وجود اسلامى را يارى كند تا سرحد جان ما خون مى دهيم كه اسلام بماند، امام عزيزمان بماند و جمهورى اسلامى حفظ شود. مردم اتحاد برادرى را حفظ نماييد با وحدت خويش دشمنان را كور كنيد

نوید شاهد سمنان:حسين عرب‌عامري يكم بهمن 1332، در روستاي خيج از توابع شهرستان شاهرود به دنيا آمد. پدرش محمدصادق و مادرش طوبی نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. ازدواج کرد و صاحب چهار پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست و يكم بهمن 1364، با سمت فرمانده گردان كربلا در اروندرود بر اثر اصابت تركش به دست و پا، شهيد شد. پيكر او را در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپردند. او را اخوی عرب نیز می‏ نامیدند.


بسم الله الرحمن الرحيم

ان الله اشترى من المومنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله [1]

خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده آنها در راه خدا جهاد مى كنند كه دشمنان دين را به قتل برسانند و يا خود كشته شوند . اين وعده قطعى است بر خدا و عهدى است كه در سه دفتر آسمانى (تورات ، انجيل و قرآن) ياد فرموده و از خدا بالاتر كيست .

حمد و سپاس بى پايان خدايی را كه مرا نعمت حيات بخشيد و روح و جانم عطا كرد و به هنگام پرواز از قفس تنگ زندگى دنيا آنچه خود عطايم كرده بود به كرامت از من خريدارى كرد و مرا مصداق آيه شريفه قرار داد . خدايا اين كالاى ناچيز در برابر عظمتت را بپذير و مرا در لقايت جاودان ساز .

با سلام به پيامبر بزرگ اسلام و امامان معصوم (ع)و نائب بر حق امام زمان (عج). با درود به امام عزيزمان و رهبر مستضعفان جهان و قلب تپنده امت مسلمان ايران . و با سلام بر شهيدان راه حق و حقيقت از هابيل تا سالار شهيدان ، حسين (ع) و تمام شهداى عاشوراهاى عصر ما از شهيدان 15 خرداد تا شهداى جنگ تحميلى .

حالا كه دست به قلم گرفته ام و قصد دارم وصيت نامه بنويسم صرفاً به اين خاطر است كه بر هر فرد مسلمان واجب است من به جبهه نيامده ام كه فقط بجنگم . آمدم تا در دانشگاه جبهه درس بخوانم كه در آن برادر 13 ساله نارنجك به كمر مى بندد و خود را زير تانك دشمن مى اندازد . آمده ايم كه در اين دانشگاه خود را بسازيم از زشتيها دورى نموده و به نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان لبيك گفته باشيم رهبرى كه همچون شير در مقابل تمامى ابرقدرتهاى شرق و غرب جهان ايستاده و آنها را به زانو درآورده .

ما هم همچون به نداى او لبيك گفته ايم و جزو سپاهيان او هستيم و هر گوشه اى از ايران اسلامى را به كربلا و هر روز را به عاشورا مبدل مى سازند و با شهادت خود افشاگر چهره يزيديان زمان خود مى گردند تا ضمن ويرانى كاخ ستم و ظلم يزيديان زمان براى نسلهاى آينده سرمشق و الگو باشند و با مظلوميت خود كوس رسوايى ستمكاران و متجاوزان را بصدا درآورده تا چراغى فرا راه آيندگان باشند كه اگر روزى طاغوتى يا شيطانى كمر به نابودى حق طلبان بربست نسلهاى آينده با بهره گيرى از لطف و عنايت خداوند بزرگ همانگونه عمل كنند كه پدرانشان در پرتو مكتب انسان ساز اسلام عمل كردند.

زمان مى گذرد و هر روز صفحه اى بركتاب قطور افتخار امت اسلامى اضافه مى گردد كه هر يك از اين صفحات خود شامل تاريخى است از تاريخ بندگى عابد در برابر معبود و تاريخ رهايى انسان دربند يوغ ستمگران و تاريخ فرياد خروشان به بند كشيده شدگان تاريخ و رهايى انسانها از بندگى غير خدا و تاريخ مبارزه بر عليه آنچه باطل است وجود دارد و بايد از ميان برداشته شود .

اى اولين و آخرين پناهگاه ... معبود ، من از سوى تو آمده و بسوى تو باز مى گردم بى تو من هيچم مرا لحظه اى بخود وا مگذار . بنام مقدست سوگند كه غير تو كسى را نپرستم . از تو مى خواهم در آن دنيا به پوست نازكم رحم كنى من عاشقانه در راه تو گام برمى دارم زيرا عاشق تو هستم . از تو مى خواهم كه از گناهانم درگذرى و محبتهاى خودت را از سر من كم مگردانى .

در اين مرحله از زمان انسان متعهد بايد سرنوشت خود را انتخاب كند با رسيدن به درجه والاى شهادت يا ذلت و خوارى . من راه اول را انتخاب ميكنم . بعنوان مقلد امام افتخار ميكنم كه خدا من را از سربازان امام قرار داد .

اى امام اگر من هزاران جان مى داشتم در راه تو فدا مى كردم و هيچگاه تن به ذلت نخواهم داد . هيچ قطره اى در مقياس حقيقت در نزد خداوند از قطره خون كه در راه خدا ريخته مى شود بهتر نيست . شهادت تزريق خون بر پيكر اجتماع است . اين شهدا هستند كه بر پيكر اجتماع و در رگهاى اجتماع كه دچار كم خونى شده اند خون جديد وارد مى كنند .

اسلام هميشه نيازمند شهيد است ، شهيد جاودانگى مى بخشد به جامعه ، شهادت عملى افتخارى و آگاهانه است ،(هميشه گوش به فرمان امام عزيز باشيد و قدر اين رهبر گرانقدر را بدانيد كه در غير اينصورت كفران نعمت كرده ايد). راستى براى اين ملت ستم ديده و مستضعف نعمت الهى مى باشد و براى جهان اسلام انسانى بس ارزشمند مى باشد و اين را بدانيد كه خداوند متعال هميشه و لحظه اى شما را تحت آزمايش قرار مى دهد .

آيا تا بحال فكر كرده ايد كه اين همه شهيد و معلول چرا داده ايم بله بايد فكر كرده باشيد كه اينها عاشق خدا بوده اند ولى ما نبوده ايم اما بگويم از شخصی كه قلبم براى او مى تپد ، كسى كه خدا بخاطر او اين همه نعمت بر ما ارزانى داشته است آن پيرمردى كه كوهها در مقابل اراده اش بلرزه در مى آيند و موج درياها در مقابل خروشش ناتوانند اين پير فداكار خدادوست امام كبيرمان خمينى است دست از حمايت امام برنداريد نجات شما در گرو اوست اگر امام نبود به چنين سعادتى امت اسلامى مى رسيدند؟ و آيا آرزوى همه ما كه حكومت اسلام مى باشد برآورده مى شد ؟ هرگز . آيا تو را سپاس بگويم كه چنين رهبری نصيب امت مسلمان ايران نموده ايد .

خدمت پدر و مادر و برادر و خواهر و قومان و خويشان و آشنايان و دوستان عرض مى كنم كه اگر مى خواهيد روح من ناچيز، از شما شاد باشد از اين جمهورى اسلامى که ثمره خون شهيدان است حمايت صادقانه بكنيد كه به خدا قسم كه راه خودكفايى شدن و از طوق استعمار رها شدن همين جمهورى اسلامى است و از فعاليت در بسيج شهر و روستا دريغ ننمائيد كه حضور شما در مسجد بسيج و جبهه در بين برادران پاك و صديق و خالص باعث مى شود روحى تازه در چهره هاى شما بدمد و انسان را غرور بلند پروازى به پايين مى آورد .

اى مردم روستاى خيج اسلام را يارى نمائيد با جانتان و مالتان، و فرزندان را تشويق كنيد كه بروند به جبهه حق عليه باطل . همه برويد اين پيام همه شهدا و فرمان امام عزيزمان است كه جبهه ها را پر كنيد كه واجب كفايى مى باشد . اى مردم غيور مسلمان از كشته شدن در راه خدا نهراسيد که بالای هر نيكى نيكى ديگر است ولى وقتى كه انسان در راه خدا شهيد شد ديگر مقامى والاتر نمى باشد .

عزيزانم ، جوانان اى افتخار اسلام برويد شر دشمنان اسلام را از سر مظلومين كوتاه نماييد. اى مردم بخدا قسم كه همه ما آرزوى زيارت قبر اباعبدالله را داريم ولى از خدا مى خواهم كه آن هنگامى كه جنازه ام برروى زمين مى افتد يا پرپرمى شود امام حسين و امام زمان (ع)را ببينم ديگر هيچ آرزويى ندارم.

و اى مردم بدانيد دنيا سراى رفتن است نه ماندن، همه بايد بميرند و نكند خداى ناخواسته فردا شما مسئول خون شهيدان باشيد از خدا مى خواهم كه خون اين حقير اين بنده ناچيز را در راه پيروزى اسلام بر كفر جهانى و حكومت عدل اسلام كه به وسيله امام زمان ايجاد مى شود قرار بدهد.

مردم، اين حقير تكليف خود دانست كه بايد با تمام وجود اسلامى را يارى كند تا سرحد جان ما خون مى دهيم كه اسلام بماند امام عزيزمان بماند و جمهورى اسلامى حفظ شود. مردم اتحاد برادرى را حفظ نماييد با وحدت خويش دشمنان را كور كنيد خدا بگذرد اجرش با خداوند متعال است ... و اى مردم غيور خيج با فساد مبارزه كنيد از قبيل مواد مخدر و... اگر مى خواهید جامعه اصلاح شود مواد مخدر را ريشه كن كنيد و سكوت نكنيد كه خيانت است .

و اما چندى با دانش آموزان عزيز، قرآن را در زندگى خود پياده كنيد و نماز بپاداريد شما با درس خواندن خويش در مدارس همانند رزمندگان اسلام در جبهه هاى جنگ با دشمنان اسلام بجنگيد . و اما چند با معلمين روستا، خدا را فراموش نكنيد و آينده مملكت را شما مى توانيد با زحمات خود تعيين نماييد بايد براى رضاى خدا بچه ها را مسجدى بار بياوريد كه نماز خود را در مساجد بپا دارند و در دعاها شركت كنند خداوند به شما اجر عظيم عنايت فرمايد و اى مردم نماز خود را در مسجد بپا داريد كه شيطانها از مساجد مى ترسند .

شهید عرب عامری: پیام مرا به جهانیان برسانید

پدر عزيزم و زحمتكشم بياد داشته باش زمان خبر شهادتم را به تو دادند خدا را شكر كن و بگو پروردگارا به من امانتى داده بوديد تقديمت كردم از ما به شايستگى قبول فرما و چنانچه جسدم پيدا نشد یا نتوانستى تحويل بگيريد مسئله اى نيست بگذار مثل ديگر شهدا در بيابانها بماند براى رضاى خدا و راضى نيستم كه براى پيدا شدن جنازه من خود را به زحمت بيندازيد بلكه سعى كنيد پيام مرا به جهانيان برسانيد.

پدر جانم حلالم كن كه فرزند خوبى برايت نبودم و در دوران زندگى ام نتوانسته ام خدمتى كرده باشم براى شما ولى قول مى دهم اگر در پيشگاه خداوند آبرو داشتم شفاعت تان مى كنم . اى مادرم بدان كه من دير زمان است كه آرزوى چنين روزى را مى كشيدم و شما اين را بدانيد كه در نزد خدا اجر عظيم داريد و به راهى كه رفته ام تفكر كن آنگاه خوشحال خواهى شد كه تو نيز به سهم خود فرزندى را به پيشگاه خداوند متعال هديه كرده اى مادر جان شيرت را حلالم كن و اين را بدان مادرم من راضى نيستم براى من گريه و زارى و نوحه سرايى و لباس سياه بتن نمايی كه چرا كه روح مرا ناراحت مى كنيد و مبادا برويد در خانه زانوى غم را بغل بگيريد افتخار كنيد كه توانسته ايد فرزندى به جامعه بدهيد كه راه خدا را بپيمايد شفاعتتان مى كنم ان شاالله.

و اما چندى به خواهرانم عزيزانم از اين مصيبت ظاهرى كه براى شما پيش آمده است از خداوند مى خواهم كه به شما صبر عنايت فرمايد و چون زينب (س) صابر و مقاوم باشيد و برايم لباس سياه نپوشيد و گريه و زارى نكنيد اگر آبرومند بودم همه شما را شفاعت مى كنم.

و اما چند كلمه با برادرانم عزيزانم، همرزمانم اميد آن دارم كه سنگر مبارزه را ترك نكنيد و اسلحه به زمين افتاده برادرتان را برداريد و يورش به دشمنان خدا ببريد و خود را تزكيه نفس نماييد و جهاد اكبر را در خودتان پياده نماييد و به فرزندانم سر بزنيد و ادامه بدهند تحصيل خود را و تربيت اسلامى نماييد فرزندانم را و راه مبارزه با دشمنان را يادشان بدهيد و از همه شما التماس دعادارم و حلالم كنيد كه برادر خوبى براى شما نبوده ام و اما بدانيد من اگر چيزى هم گفته ام براى خيرخواهى شما بوده است بشما قول شفاعت ميدهم.

و اما چند كلمه با خانواده ام اى همسرم عزيزم ليلاى جودانه زمانى كه خبر شهادتم را دادند خدا را شكر كن كه شوهرى داشته ايد كه خونش در مبارزه با دشمنان ريخته شده است.و خوشحال باش و دعوتت مى كنم به صبر و استقامت همسر عزيزم من از شما راضى ام خداوند از شما راضى باشد و اميدوارم پدر و مادرى خوب و مهربان براى فرزندانم باشى اميد آن دارم كه در قيامت هم پهلوى من باشى.

و فرزندانمان را براى تحصيل بفرستى و نماز را بپا دارند به فرزندانم بگو كه پدرتان براى باز شدن راه كربلا شهيد شد و عزيزم آرزويم شهادت در راه خدا بوده است و خدا را شكر كه امروز نصيبم شده است ليلاى عزيزم لباس سياه نپوشيد و زانوى غم بغل نگيريد شهيدان زنده اند و نظاره گر و با شما خداحافظى مى كنم دست و صورت شما را مى بوسم وارث زندگى ام همسرم ليلا جودانه فرزند حاجى بابا باشد بعنوان سرپرست زندگيم بعد از خودم و بعد از همسرم پسر بزرگم على اكبر .

والسلام. 1363/12/14

*************

[1] آیه 110 سوره توبه


منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده