شهید سید مهدی رفیعی: در مصائب برای رضای خدا صبر کنید
نامه محبت آمیز پسر به پدر

شهید سید مهدی رفیعی: در مصائب برای رضای خدا صبر کنید

خیلی دلمان برایت تنگ شده ! ولی چون می دانیم لحظات بحرانی جنگ است ، برای خدا صبر می کنیم " شما هم برای رضای خدا صبر کنید .
كم گويي و خوب گویی از صفات شهدا
شهید آقایی از زبان دوستش نبي الله منصوريان

كم گويي و خوب گویی از صفات شهدا

در حالي فرمانده داشت موقعيت را به مركز اعلام مي كرد يك نفر عراقي پيدا شد وبا ما درگير شد ما هم اسلحه اي به جز كلاش نداشيم .
پسرانی که برای شهادت آفریده شده بودند/  تازه دامادی حنظله را الگویش قرار داده بود
شهید محمد رحیم از زبان پدر

پسرانی که برای شهادت آفریده شده بودند/ تازه دامادی حنظله را الگویش قرار داده بود

اسلام که فقط نماز خواندن و روزه گرفتن نیست ، اسلام خون می خواهد و من دیگر جوابی برای او نداشتم .
حسرت یک عکس یادگاری در جزیره مجنون/ سالهای بی قراری برا اشکبوس
شهید اشکبوس نوروزی از زبان پدر

حسرت یک عکس یادگاری در جزیره مجنون/ سالهای بی قراری برا اشکبوس

به دنبال اشکبوس یک سال بعد دوستش شهید احمدرضا مهرابیان رفت و به دنبال او شهیدان محمدیار مختاری و محمد حسین جعفرزاده که در عملیات کربلای 5 رفتند و مانند اشکبوس خبری از آنها نیامد .
شهید اکبر بابادی از زبان پدر
من پسر امام خمینی ام

شهید اکبر بابادی از زبان پدر

این انقلاب نیاز به خون دارد و ما باید خانه ای یک شهید بدهیم تا اینکه بتوانیم اسرائیل و آمریکا را از بین ببریم .
شهید ارجمند از زبان سردار شهيد محمدعلی شاهمرادي
او مرد میدانها و ماموریتهای سخت بود

شهید ارجمند از زبان سردار شهيد محمدعلی شاهمرادي

أموريت هاي خطرناكي كه كسي حاضر نبود قبول كند ، ايشان با جان و دل مي پذيرفت و در تمام مأموريتهايي كه براي شناسايي مي رفت ،‌ موفق بود .
دلنوشته شهید منصور آلگونه جونقانی به مادر

دلنوشته شهید منصور آلگونه جونقانی به مادر

ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن
شهید علی محمد حیدری اززبان پدر به نقل از دوست شهید
اين فرزند را خدا به ما داده وخودش هم از ما گرفته

شهید علی محمد حیدری اززبان پدر به نقل از دوست شهید

علی محمد قبل از این حادثه شهادت خودش را پیش بینی کرده بود . او می گفت من در این جنگ شهید می شوم ، اما ما باور نمی کردیم .
خاطره اي از شهيد غلامرضا اسماعیلی نژاد به نقل ازمادرش

خاطره اي از شهيد غلامرضا اسماعیلی نژاد به نقل ازمادرش

ما بعد از مدتی خودمان را براي عمليات آماده كرده بودیم ، عطرزديم ، غسل شهادت کردیم ، دستهايمان را حنا گذاشتيم وبا شوق وصف ناپذيري عازم خط مقدم شديم .
سعید عالم به عمل بود

سعید عالم به عمل بود

او بعد از شهادت برادرش علي رضا حالي ديگر پيدا كرد وگفت من بايداسلحه برادرم را روی زمين نگذارم كه دشمن خيال كند اوكه رفت ديگركسي به جايش نيست .
بعدی 1 2 3 4 قبلی