خواهر شهید "کریم میرآخورلی" نقل می کند: «وقتی از مکه برگشتم برای هر کدام یک سوغات آوردم. کریم آمده بود مرخصی. کادوی او را هم دادم و گفتم: «بیا داداش، این هم برای تو.خیلی ذوق کرد و از من گرفت. بازش کردو گفت:تشکر آبجی. ولی من که نمی توانم بپوشم.گفتم:چرا؟ خوشت نیامد؟ گفت:اتفاقاً خیلی خوشم میاد، ولی فردا میرم منطقه. رفت و سیزده سال ما را بی خبر گذاشت. تا اینکه پلاک و استخوانش گواه شهادتش شد.» نوید شاهد سمنان شما را به خواندن زندگی نامه این شهید گرانقدر از شهدای بهمن ماه سال 66 دعوت می کند.


شهید کریم میرآخورلی فرزند مهدی پانزدهم آبان 1347 در روستای محمودآباد موقوفه گرمسار با تولدش گرما را به کانون خانواده آورده بود. ته تغاری بود و نورچشمی. پدرش کشاورز بود. با عرق جبین و دست های پینه بسته خرج خانواده را در می آورد.

پرستار مادر

خواهر شهید نقل می کند:« کریم هفت سالش که شد و محتاج محبت مادر، روزگار دست های مادرم را گرفت. مادرم توی تنور افتاد؛ دوتا دست هایش سوخت و معلول شد. بچه هفت ساله شده بود پرستار مادر. نمی توانست مثل بقیه بچه های هم سن و سالش بازی، شادی و بچگی کند. باید درخانه می ماند و از مادر مراقبت می کرد و به کارهای خانه می رسید.»


داوطلب جبهه

دانش آموز دوم دبیرستان بود که داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی رفت. دوران سربازی او مصادف شد با جنگ تحمیلی. در دوران جنگ امدادگر و آرپی جی زن بود.

برادر شهید می گوید: نیمه شب بود که زنگ در به صدا در آمد. همه بیدار شدیم. پدر گفت:«یعنی کیه این وقته شب؟ چه خبر شده؟»

رفتم در را باز کردم. دیدم کریم پشت در است. مرا که دید، پرید بغلم. در آغوش گرفتمش و بوسیدم.

پدر روی پله منتظر ایستاده بود. گفتم: «بابا کریم اومده.»

بابا گفت:«چه عجب اومدی مرخصی.»

گفت:«عملیاتی رو پشت سر گذاشتیم، رزمنده های ما پیروز شدند. به ما چند روز مرخصی تشویقی دادند.»


سیزده سال چشم انتظاری

خواهر شهید نقل می کند: وقتی از مکه برگشتم برای هر کدام یک سوغات آوردم. کریم آمده بود مرخصی. کادوی او را هم دادم و گفتم: «بیا داداش، این هم برای تو.»

خیلی ذوق کرد و از من گرفت. بازش کردو گفت:« تشکر آبجی. ولی من که نمی توانم بپوشم.»

گفتم:«چرا؟ خوشت نیامد؟»

گفت:«اتفاقاً خیلی خوشم میاد، ولی فردا میرم منطقه.»

رفت و سیزده سال ما را بی خبر گذاشت. تا اینکه پلاک و استخوانش گواه شهادتش شد.

شهید کریم میرآخورلی بیست و پنجم بهمن 1366 در خرمشهر به شهادت رسید. سیزده سال مفقود بود. پس از تفحص در سال 1379 در آرامگاهش گلزار شهدای گرمسار به خاک سپرده شد.

روحش شاد ویادش گرامی باد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده