همسر شهید"خلیل الله بهرامی" نقل می کند:«گفتم: از جبهه برام بگو! گفت: خاطرات جبهه، مثل سیب است که مزه اش قابل حسه، ولی قابل بیان کردن نیست.» نوید شاهد سمنان به مناسبت شهادت این شهید بزرگوار شما را به مطالعه خاطراتی از ایشان دعوت می کند.

به گزارش نوید شاهد سمنان شهید خلیل الله بهرامي بيست و پنجم مرداد 1332 در شهرستان سمنان به دنيا آمد. پدرش علي آقا، كارمند بود و مادرش معصومه نام داشت. تا پايان دوره كارداني درس خواند. کارمند آموزش و پرورش بود. سال 1357 ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و دوم بهمن 1364 در فاو عراق بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهدای امامزاده يحياي زادگاهش واقع است. 

خاطرات جبهه؛ حس مزه یک سیب

گفتم:« از جبهه برام بگو!»

گفت:« خاطرات جبهه، مثل سیبی یه که مزه اش قابل حسه، ولی قابل بیان کردن نیست.»

(به نقل از همسر شهید)


ما نمی خواهیم وقتمان را تلف کنیم

برگه های رسم را یکی یکی بین ما توزیع کرد. نوبت من که شد، نگاه عمیقی کرد و برگه را به دستم داد. با خجالت سرم را پایین انداختم. می دانستم که چه کردم. با آن رسم های دست و پا شکسته ای که کشیده بودم، منتظر توبیخ شدن بودم، اما او چیزی نگفت.

گفت:«خوب بچه ها! امروز درس سوم را با هم مرور می کنیم.»

به آرامی و مضطربانه برگه را باز کردم. یادداشتی در آن بود. نوشته بود:« ما نمی خواهیم وقتمان را تلف کنیم، هدفمان این است که دانش آموزان چیزی یاد بگیرند.»

(به نقل از دانش آموز شهید، یدالله سعدالدین)


صدای قرآن خواندن بعد از شهادت

توی سنگر نشسته بودیم که صدای قرآن شنیدیم. یکی از بچه ها گفت: « بچه ها! صداخیلی آشناست.»

خندیدم و گفتم:« صدای خلیل الله است دیگه.»

با تعجب نگاهی به من کرد و گفت:« مگه...»

می دانستم چه می خواهد بگوید. آخر خلیل الله دو ماه پیش به شهادت رسیده بود. میان حرفشان پریدم و گفتم:« صداش رو ضبط کردن و هر صبحگاه و در هر مراسمی که نیاز باشه اون رو می ذارن.»

(به نقل از همرزم شهید، همایون واحدی)


منبع:کتاب فرهنگ نامه شهدای استان سمنان / نشرزمزم هدایت

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده