«هم کلاس بودیم. شلوغ کار بود و بچه ها را اذیت می کرد. برعکس خواهرزاده اش، محمدتقی، که او هم، همکلاسمان بود و بسیار محجوب و درس خوان. عباس در تیم امید انقلاب بازی می کرد و من در تیم کیان اسلام. بار اول که به جبهه رفت و برگشت، به کلی رفتارش تغییر کرد. بچه های بسیجی بیشتر در کیان اسلام بازی می کردند. اظهار علاقه کرد که در تیم ما بازی کند. چون خیلی خوب بازی می کرد، با آغوش باز پذیرفتیم.»آنچه خواندید، خاطره ای به نقل از دوست شهید "عباس فیروزبخت" است. در ادامه، نوید شاهد سمنان، شما را به مطالعه زندگینامه این شهید بزرگوار دعوت می کند.
جبهه او را متحول کرد


به گزارش نوید شاهد سمنان، چهاردهم بهمن 1344 بود که صدای هشتمین فرزند حسین فیروزبخت، فضای خانه را پر کرد. اسمش را عباس گذاشتند. او هم مثل پنج برادر دیگرش در محلات سمنان رشد کرد. دوره های مختلف تحصیلی را تا دیپلم در سمنان گذراند.

نوجوانی شلوغ و ورزشکاری خوب

دانش آموز کلاس چهارم دبیرستان بود که در عملیات بدر شرکت کرد و از ناحیه صورت جراحت جزیی برداشت و پس از مدت کوتاهی بهبود یافت.

در سال 1362 دیپلم گرفت و از سربازی معاف شد. او که از کودکی به ورزش علاقمند بود، در آن زمان به عنوان یک چهره ورزشی مورد توجه قرار گرفت. در نیمه مرداد همان سال خواهرزاده اش، محمدتقی ذوالفقاری، به شهادت رسید و کمی بعد برادرش احمد دعوت دوستان شهیدش را اجابت کرد و به مهمانی پروردگارش شتافت.

حسن دارایی، یکی از دوستان شهید این چنین نقل می کند:« هم کلاس بودیم. شلوغ کار بود و بچه ها را اذیت می کرد. برعکس خواهرزاده اش، محمدتقی، که او هم، همکلاسمان بود و بسیار محجوب و درس خوان. عباس در تیم امید انقلاب بازی می کرد و من در تیم کیان اسلام. بار اول که به جبهه رفت و برگشت، به کلی رفتارش تغییر کرد. بچه های بسیجی بیشتر در کیان اسلام بازی می کردند. اظهار علاقه کرد که در تیم ما بازی کند. چون خیلی خوب بازی می کرد، با آغوش باز پذیرفتیم. به خاطر شوت های بسیار قوی و دریبل خوبش به عنوان هافبک وسط انتخاب شد. بعد از شهادتش، قرار شد بازیکنان تیم کیان اسلام، کتاب های شهید مطهری را مطالعه کنند و کنفرانس بدهند. چند جلسه ای گذشت، با این برنامه، بچه ها بیشتر برای رفتن به جبهه راغب شدند. با شهادت عباس تحولی در کارهای فرهنگی و رفتاری تیم ایجاد شد.»

سالها بعد از شهات به خانه بازگشت

بیست ساله شده بود که دوباره به منطقه رفت و در بیست و دوم بهمن 1364 در عملیات والفجر8 شرکت کرد. در ام الرصاص هدف تیر دشمن بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید. آنچه همرزمان وی نقل کرده اند، برایشان مقدور نشده بود که جنازه شهید را به عقب منتقل کنند، به همین دلیل مفقود شد.

در سال 1375 پیکر این شهید عزیز، توسط گروه تجسس اجساد شهدا کشف و پس از تشییع در سمنان، در گلزار شهدای امامزاده اشرف سمنان به خاک سپرده شد.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده