شهید حسن رامه‌اي از شهدای شهرستان گرمسار در وصیت نامه اش آورده است : «برادران و خواهرانم فقط چند کلمه با شما صحبت دارم. نگذاریـد مـرگ به سراغتان بیاید. شما به سراغ مرگ بروید.» متن کامل این وصیت نامه را در نوید شاهد بخوانید.

به گزارش نوید شاهد سمنان شهید حسن رامه‌اي هفتم بهمن 1344 در شهرستان گرمسار ديده به جهان گشود. پدرش ابوالفضل، بنا بود و مادرش خديجه نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و ديپلم گرفت. طلبه بود. از سوي بسیج عازم جبهه شد. بيست و سوم شهريور 1367 با سمت فرمانده گروهان امام سجاد در مريوان بر اثر انفجار مین و اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار او در گلزار شهداي شهرستان زادگاهش واقع است. 

متن وصیت نامه شهید

به نام او که به ما امید بازگشـت بـه سـوي خـودش را داد و مـا را بـراي آزمایشی دیگر پذیرفت. در هر آزمایشی اگر قرار باشد کسی سـالم از آن بگـذرد باید او کمکش کند.

در راه خدا فدا شدن زیباست

چه زیباست کـه انسـان از او قـدرت بگیـرد و بـراي او بنـدگی کنـد. بـا سختیهاي عالم ماده ساختن و در راه خدا فـدا شـدن و سـوختن چـه خـوب و زیباست. چه خوب است که انسان هرچه می گوید و هر چه درك می کند، عامل به آن باشد و واقعاً و حقیقتاً هنگـام سـختی از سـختیهـا لـذّت ببـرد. خـدا را فراموش نکند و از او کمک بگیرد. در این مسئله به یقین برسد و کـس دیگـري جز او نبیند.

نگذارید مرگ به سراغتان بیاید

مادرجان تو باید مثل کوه استوار باشی و به هیچ وجه ناراحت من نباشی زیرا من به سوي خدا سفر می کنم و نزد دوستان عزیزم میرومپدرجان مـن در مقابـل رهبـرم احسـاس مسـئولیت مـی کـنم و خیلـی کوچکم. اي کاش چند جان می داشتم و همه را فداي امام و مکتبم می کردم. پدر جان و مادرم اگرمن شهید شدم برایم گریه نکنید وازشما خواهش می کنم سیاه نپوشید زیرا من شهادت را زندگی نو و جدید می دانم. برادران و خواهرانم فقط چند کلمه با شما صحبت دارم. نگذاریـد مـرگ به سراغتان بیاید. شما به سراغ مرگ بروید.

عارفانه های شهید

خدایا از تو می خواهم در این وادي که دشـمنان از هـر طـرف حملـه ور شدند ما را کمک کنی. ولی کمک کردن به این نیست که مـا پیـروزي ظـاهري پیدا کنیم بلکه در آن است که به وظیفه مان عمل کرده باشیم.

خدایا تو را شکر که مرا از خاك آلوده شهر به دیـار مقـدس شـهیدان کشاندي و توفیق قرب دوباره عطا کردي هرچند از عهده شکرش بر نمی آیمخدایا از گذشته هاي ذلتبار و سیاهم بگذر و اخـلاص در عمـل و تـرك معصیت را به من عطا کن تا از آنهایی باشم که هیچ غیر تو نبیند، نگوید و عمل نکند.

خدایا آنکس که تو را شناخت، راه را دید و پی بـه غایـت خلقـت بـرد. آتش گرفت و در حال سوختن تا ابدیت است و آنان که دچار جمود و تقصیرند، در مرداب دنیا، متعفن شده اند کـه از بـوي بدشـان هـر دردآشـنایی ناراحـت و غمگین می شودخدایا ما را از سربازان شجاع دینت قرار ده که در موقع لزوم که خصـم بد سرشت برابرمان ایستادگی میکند توان رزم و شکستن خط را داشته باشیم.

خــدایا گناهــان مــا را کــه از روي جهــل و عــدم شــناخت و ضــعف نفس سرچشمه گرفته است ببخش. آمین


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده