شهید "حسین یحیایی" در وصیت نامه خود می نویسد:«دلهاى خاموش بوى عطر دل انگيز عشق به تو را استشمام نكرده اند. این دلهای مرده، فقط در بند مال دنيا هستند. عجيب است که انسانها در اين دنياى فانى كه هيچ دلخوشى در آن نيست، دور خود را حصاری از دروغ ، تهمت، غيبت ، تكبر، خودپسندى ، شرك و نفاق کشیده اند. اینان در حقيقت مرده هاي متحرك هستند.»

به گزارش نوید شاهد سمنان شهید حسين يحيايي، يكم بهمن 1343 در روستاي آبخوري از توابع شهرستان سمنان به دنيا آمد. پدرش عبدالمحمد، آشپز بود و مادرش طيبه نام داشت. تا پايان دوره كارداني در رشته  تربيت‌معلم درس خواند. دبير آموزش‏وپروش بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و دوم دي 1365 با سمت معاون عقيدتي سياسي لشكر علي‌بن‌ابيطالب در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار او در امامزاده يحياي سمنان واقع است.

متن وصیت نامه شهید:

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان عزيز كه با خون مطهر و معطر خود جبهه ها را آذين بسته و چراغانی نموده اند. گرمى و خروش اين خونها، فريادگر آزادى و استمرار دهنده راه خاندان على (ع) است.

مرده های متحرک چه کسانی هستند؟

خدايا! ما را حسينى واقعى بميران.

خدايا! رزمندگان، اين مردان پاك باخته حسين را پيروز گردان.

خدايا! دلم از زندان دنيا گرفته است. خدايا! دل هاى ما را به نور ايمان و معرفت نسبت به خود روشن و منور بفرما؛ زیرا، دلهاى خاموش بوى عطر دل انگيز عشق به تو را استشمام نكرده اند. این دلهای مرده، فقط در بند مال دنيا هستند.

عجيب است که انسانها در اين دنياى فانى كه هيچ دلخوشى در آن نيست، دور خود را حصاری که از دروغ ، تهمت، غيبت ، تكبر، خودپسندى ، شرك و نفاق درست شده، کشیده اند. اینان در حقيقت مرده هاي متحرك هستند.

بارالها! اين دلم ، جانم و روحم فقط تو را مى خواهد. ديگر طاقت ماندن در ميان دنيا و مردمانش را ندارم. مرغ روحم مى خواهد از وادى گناه و ماده كوچ كند و در وادى عشق و صفاى روحانى فرود آيد .

اى انسانها روح را الهى كنيد و از مسير دنيا طلبى خارج کنید و رضاى خدا را بطلبيد.

دعا؛ بنیان دین الهی

پدر جان! كه رنج فراوان كشيدى و سختيها را بر خود هموارکردی تا مرا بزرگ كني، خداوند به تو توفيق عبادت و بندگى و صبر در مقابل مشكلات عنايت فرمايد . پدرم دعا كنيد، كه دعا بنيان و اساس دين الهى، مخ عبادت و سلاح بزرگ مبارزه با شيطان و نفس مى باشد .

مادر جان! شبهاى سختى را كه براى پرورش من رنج كشيدى، گريه هايى كه کردی و غصه هايى كه خوردى را هرگز فراموش نمى كنم، ولى مادرم براى مظلومه جهان بانو فاطمه زهرا (س) گريه كنيد و بس. خداوند نگهدار شماباشد .

برادران عزيزم! راه شما را شهدا و راه شهدا را شهيد بزرگ كربلا مشخص كرده است. جبهه ها را د رهمه حال تقويت كنيد. سنگر محكم علم را مردانه داشته باشيد .

خواهرانم! تكليف شما را حضرت زينب(س) مشخص نموده است. زينب وار با مشكلات مبارزه كنيد و آنچه كه براى يك زن مسلمان در اسلام سفارش شده است:« حجاب ، تربيت خوب كودكان ، مهربانى با همسر، دلسوزى با خانواده هاى مظلوم و ... » را به نحو احسن انجام دهيد تا شهدا از شما راضى باشند .

سختی های دنیا را بچشید

اى حزب الله ، بسيجيان، سپاهيان و روحانيون و اى همه جانهاى عاشق، مسئوليت شما سنگين بود و حالا سنگينتر شد. حركت بزرگ خود را آغاز كنيد. دلهاى خود را راهى كوى عاشقان كنيد. فرياد بلند خود را از بلنداى قله عشق و ايمان بر سرنفس اماره فرود آوريد؛چرا که ، تمامى مصيبتهاى دنيا و مشكلات از نفس اماره است. بايد مرارت های دنيا را به بدن بچشانيد تا حلاوت و شيرينى رضاى خدا را بچشيد و در كشور دلتان، عشق خدا و محبت حسين و اولاد حسين را جا دهيد.

کجا و چه وقت، ذلت و تنهایی انسان مشخص می شود؟

ای انسانها! از غيبت ، اسراف، تهمت ، دروغ و خبر چينى براى يكديگر زدن و گره در كار یکدیگر انداختن بپرهيزيد . ذلت انسان و تنهايى او لحظه‌اى مشخص مى شود كه وارد قبرش كنند، بند كفنش را باز كنند و صورت او را روى خاك كف قبر بگذارند. تنها همدم و مونس انسان در این لحظه عمل اوست.

خرم آن روز كز اين منزل ويران بروم/ راحت جان طلبم و زپى جانان بروم/ چون صبا با تن بيمار و دل بى طاقت/ به هوادارى آن سرو خرامان بروم /دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت /رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم/ ورچو حافظ بزنم ره به بيابان جنون /همره قافله سالار شهيدان بروم /

والسلام على من اتبع الهدى

حسين يحيايى : 16/10/65


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده