شهید "ناصر ترحمی" در دلنوشته های خود گفتگوی عاشقانه و عارفانه ای با شهدای دفاع مقدس داشته است. نوید شاهد سمنان در سالروز ولادت این شهید گرانقدر دلنوشته هایی از او را منتشر می کند.

به گزارش نوید شاهد سمنان شهید ناصر ترحمی هفدهم شهريور 1341 در شهرستان سمنان به دنيا آمد. پدرش علي و مادرش طاهره نام داشت. تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. ازدواج كرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست و يكم اسفند 1363 با سمت جانشين فرمانده گردان موسي‌بن‌جعفر در شرق رود دجله عراق بر اثر اصابت گلوله به شكم و سينه شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده يحياي زادگاهش قرار دارد.او را حسين نيز مي‌ناميدند.


شهیدان،

شما بر بال سپید کدام ملک نشستید که بی امان و شتابان به سوی معبود شتافتید؟

شما در نماز شبهایتان با خدا چه گفتید که معبود اینگونه زود پذیرفتتان؟

شما همراز کدام امام بودید که زمزمه هایش دیوانه عشقتان کرد؟

شما کدام شب امام عصر را زیارت کردید و بر ما داستان آن دیدار را نگفتید؟

شما خدایتان را با دیده بصیرت چگونه دیدید که عاشقش شدید؟

شما قطرات اشکهایتان را پای کدام بذر ریختید که لاله شهادت را به این سرعت بارور کردید؟

شما در زیارت عاشورا با حسین چه گفتید که کربلایی شدید؟

شما، من و ما را با تیغ تیز کدام محبت ذبح کردید که همه او شدید؟

نمی دانم شما اسماعیل هایتان را در آستان معبود قربانی کردید یا این که خود اسماعیل بودید که جان بر کف به کوی دوست شتافتید تا فدای محبت شدید؟

بلند باد نامتان، بزرگ باد حماسه هاتان، جاودانه باد یادتان!

هنوز زمزمه داوودی شما در گوشم است آن شب که در سجده خونین تان مهدی را صدا می زدید!

مهدی فاطمه با شما چه گفت که شوقتان را به رفتن افزود و بی قرار هجرتتان کرد؟

شما رفتید و مارا لیاقت رفتن نبود!

عاشق کجا و عاشق نما کجا!

کف خیس سنگر، عطر خویش را مدیون گریه های شماست و جبهه معصومیت خویش را وام دار روح عرفانی شماست!

ای عارفان مسلح، شما به فرموده علی بصیرت های خود را بر سلاح های خویش نشاندید و باطل را نشانه رفتید، اگر چه ترکش کینه توزان بعثی سر و سینه تان را شکافت و درید.

شما شهادت طلب بودید و برگه شهادت در دستتان و ما نیز شوق شهادت داشتیم اما ما را سعادت نبود و به آن محضر بار ندادند.

شاید هنوز به خلوص و اخلاص نرسیده بودیم.

اربعین شما، اربعین حسینی هاست. اربعین علی اکبرهاست. اربعین شهدا، کلاس آموزش است.

یاد شهید، معلم چگونه زیستن و چگونه مردن است.

نام شهید، جاوید است.

حماسه شهید، ماندگار است.

ما نام مقدس و یاد معطرتان را بر برگ برگ درختان خواهیم نوشت.

ما خاطره عزیزتان را در لحظه لحظه عمرمان،زنده نگه خواهیم داشت تا وقتی که باشیم.

شاید ما هم به زودی به شما بپیوندیم.

ما حماسه های بزرگتان را دفتر روزگار ثبت خواهیم کرد.

آن که خدا دارد، چه ندارد؟

آن که خدا ندارد، چه دارد؟


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده