به مناسبت سالروز تولد سردار شهید عباس مطیعی منتشر میشود
گویا آمد و شد، رفت و آمد و هیاهوی بهشتیان را می‌بینم. گویا درخت‌هایی را که میوه‌های گوناگون برآن می‌باشد می‌بینم. گویا نهرهای جاری در بهشت را می‌بینم. گویا حوریان بهشتی را از نزدیک مشاهده می‌کنم. همه اینها را می‌بینم و انتظار دیدار نزدیکتر را دارم. خدایا! مرا از این انتظار درآور.
وصیت نامه سردار شهید عباس مطیعی/ خدایا مرا از این انتظار در آور


نوید شاهد سمنان: عباس مطيعي نوزدهم تير 1340، در شهرستان سمنان ديده به جهان گشود. پدرش كريم و مادرش صغرا نام داشت. تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سال 1359، با سمت فرمانده در کردستان توسط گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت تركش به كمر قطع نخاع شد. هفتم مهر 1364، در بيمارستان فاطمیه زادگاهش بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسيد. پيكر وي را در گلزار شهداي امامزاده يحياي زادگاهش به خاك سپردند.

این جانب عباس مطیعی فرزند کریم به شماره شناسنامه 369 با اقرار به وحدانیت و رسالت و پیامبری محمدبن عبدالله صلی‌الله علیه و آله و شهادت به تابعیت از اولی‌الامر یعنی امامان، خودم را موظف دانستم وصیت‌نامه‌ای را طبق سفارش نبی مکرم نوشته تا شاید موجب راهنمایی و عبرت آیندگان و زندگان باشد. از طرفی برای من حقیر نیز مایه خیری شده و برای من حقیر طلب مغفرت کنید.
سخن بسیار است. قلم شکسته و وقت ناچیز. مدتها بود در فکر این بودم که آیا من هم باید وصیت‌نامه بنویسم و یا به خاطر این که من دیگر نمی‌توانم در جبهه‌ها شرکت کنم، وصیت‌نامه را هم نباید بنویسم اما دیدم نوشتن وصیت‌نامه وظیفه هر مسلمان است و من هم خودم را موّظف دانستم بنویسم.
اما این که چه بنویسم. چرا که نوشتنی‌ها را به نظر من فقط شهدا می‌نویسند، چرا که نوشتن ما چند صباحی دوام دارد ولی نوشتن آنها چون صبغه الهی است و فنا ندارد. شهید می‌نویسد اما شهید با خون می‌نویسد و ما با جوهر و تفاوت به قول شاعر:« میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.»

به هر ترتیب من هم می‌خواهم بنویسم. نوشتنی که نه چون نوشتن شهیدان است بلکه بوییدن از عطرشان، فرا گرفتن از خطشان پیروی کردن از راهشان می‌باشد. به هر حال نوشتن این وصیت‌نامه فقط و فقط به خاطر خداست و این که با نوشتن آن رد مظالمی کرده باشم و چنانچه از طرف من به کسی آسیب یا گزندی رسیده است و یا چنانچه حقوقی از ایشان به گردن من باشد که نتوانستم یا به علت دسترسی نداشتن به ایشان و یا به خاطر خجالت کشیدن از آنان و یا قصوری که در طول زندگی‌ام داشته‌ام، بتوانم بدین وسیله رضایت ایشان را جلب نموده باشم. لذا از کلیه افرادی که از من اذیتی دیده‌اند و یا حقوقی به گردن من دارند طلب بخشش می‌نمایم و از آنها خواهش می‌کنم که از من راضی باشند تا خدا هم از من راضی باشد. چرا که رد مظالم فقط در پول خلاصه نمی‌شود. شاید ظلم‌هایی به کسانی کرده‌ام که حتی خودم هم نمی‌دانم یعنی آگاهانه و یا ناآگاهانه ظلم‌هایی نموده‌ام که بدین وسیله از همه افراد معذرت‌خواهی می‌نمایم و این را هم بگویم که در احادیث ما زیاد آمده است که اگر از شما معذرت‌خواهی نمود او را ببخشید. امیدوارم با بخششی که از من می‌نمایید خدا هم از شما راضی و خشنود باشد.

در این باب از جمله کسانی که حقوق زیادی به گردن من دارند و من نتوانستم ذره‌ای از محبت آنان را پاسخ دهم، والدین عزیز من می‌باشند که مرا از بیمارستان و آسایشگاه به منزل آورده و در این مدت زحمات زیادی کشیده‌اند.
پدر و مادرم! شما اگر چه چندین سال روز و شب و تمام ساعات زندگی خود را وقف من حقیر نموده بودید البته برای رضای خدا و اگر چه شما شبها و روزهایی را که دیگران در استراحت بوده‌اند در رنج و تعب به سر برده‌اید و اگر چه شما پدر عزیزم شبهای زیادی را در بیمارستان و یا منزل تا صبح به خاطر من آن هم برای رضای خدا بیدار بودید.

مادر مهربانم! اگر چه چندین سال همچون زندانی در خانه به خاطر من برای رضای خدا محصور بودید و شما ای والدین گرامی! فقط جبران محبت‌های شما را می‌خواهم با این نوشته ناقابل کرده باشم. هر چند اگر می‌توانستم دائم خدمتگزار شما باشم، گوشه‌ای از محبت شما را نمی‌توانستم جبران نمایم و هر چند که شما کارهایتان برای خدا بوده است، اجرتان هم با حضرت احدیت می‌باشد. قرآن می‌فرماید:« بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » آری شما کار نیکو نموده‌اید پس اجرتان نیز با خدای مهربان است و برای شما خوف نیست.

پدر و مادرم! در مورد شما هر چه بنویسم تا بتوانم رضایت شما را جلب نمایم که نوشته‌ام، امیدوارم شما از من راضی باشید که با رضایت شما خدا نیز از من راضی ‌گردد. بهتر است در این جا جمله‌ای را از حضرت سجاد علیه‌السلام که راجع به والدین نوشته است، در مورد شما بگویم باشد که شما نیز در کنار شهدا و صلحا در نزد خداوند منان روزی‌خور باشید « اللهم و ما مسنا منی من اذی او خلص الیها عنی من مکروه اوضاع قبلی لهما من حق فاجعله حطه لذنوبهما و علواً فی درجاتهما و زیاده فی حسناتهما یا مبدل السیئات باضعافها من الحسنات: بار خدایا! آزاری که از من به ایشان رسیده یا ناپسندی که از من به آنان رخ داده یا حقی که برای آنها نزد من تباه گشته، آن را سبب ریختن گناهان و بلندی درجات و مقامها و فزونی حسنات و نیکی‌هایشان قرار ده. ای برگرداننده بدی‌ها به چندین برابرش از خوبی‌ها.
شهادت لیاقتی می‌خواهد که نه هر کس داراست و نه هر کس شایسته آن، پس خدایا! لیاقت شهادت را در ما به وجود آور و شهادت را روزی ما گردان چرا که ان اکرم الموت القتل.
خدایا! این لباس تقوی و زره محکم الهی را بر تن هر کسی نرود بر تن ما کن تا ما هم جزو جهادگران در راه تو به حساب آییم.
پروردگارا! شهادت را روزی ما بگردان. خدایا! نمی‌دانم که این هدایای مرا که عبارت از نیمی بدن فلجم می‌باشد پذیرفته‌ای یا نه؟
خدایا! تنها آرزویم را که شهادت در راه توست نصیبم گردان، چرا که به قول مولا علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السلام خوردن صد شمشیر در راه تو آسانتر از مردن در بستر در غیر طاعت الله است.

ای امت دلاور شهیدپرور! ای مادران جوان از دست داده و ای پدران پیری که فرزندانتان را چون اسماعیل به قربانگاه فرستادید! خواهران و برادران شهدا! صبر کنید و تمام این مشکلات را با جان و دل پذیرا باشید که مشتی محکم است بر دهان یاوه‌گویان و مزدوران داخلی و استکبار جهانی. مولای متقیان علی علیه‌السلام می‌گوید:« الصبر ثمره التقوی: صبر ثمره ایمان است»
گویا آمد و شد، رفت و آمد و هیاهوی بهشتیان را می‌بینم. گویا درخت‌هایی را که میوه‌های گوناگون برآن می‌باشد می‌بینم. گویا نهرهای جاری در بهشت را می‌بینم. گویا حوریان بهشتی را از نزدیک مشاهده می‌کنم. همه اینها را می‌بینم و انتظار دیدار نزدیکتر را دارم. خدایا! مرا از این انتظار درآور.


منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده