وصیت نامه شهید غلامحسن باقری
خانواده عزیزم اگر بنده جنازه ای داشتم آن را در بهشت زهرا دفن کنید و اگر جنازه ای هم نداشتم ناراحت نباشید و خود را جای دیگرخانواده های شهدا قرار دهید که جنازه عزیزشان بر اثر گلوله های خمپاره خاکستر شده و عوض من بر سر قبر دیگر شهدا بروید و بگویید خدایا جوانمان را در راه تو داده ایم و او را از ما بپذیر و برایم طلب آمرزش کنید.

نوید شاهد سمنان:غلامحسن باقری یازدهم آبان 1340، در شهرستان شاهرود به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. پاسدار بود. ازدواج کرد. بیستم اردیبهشت 1361، با سمت فرمانده دسته در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکرش را در گلزار شهدای بهشت‌زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند.


بسم الله الرحمن الرحیم

حال که این وصیت نامه را می نویسم با آگاهی کامل به اسلام و هدفی که دارم چند جمله روی کاغذ می نویسم تا بعد از شهادتم تسلای دل خانواده و دوستانم باشد

بسم الله الرحمن الرحیم

و لنبلونکم بشی من الخف والجو ونقس من کلا اموال والانفس و والسمرات وبشرصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا اله راجعون . (آیه های 155و156 سوره بقره )

و البته ما شما را به سختی هایی چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس (از بین بردن یکی از افراد خانواده تان ) و آفات زراعت می آزماییم و بشارت و مژده به آسایش به کسانی که هر گاه مصیبتی بر آنان وارد می شود و حادثه ناگواری برایشان پیش می آید صبر می کنند و می گویند ما از خداییم و به سوی او می رویم .

حال معنی آیه را فهمیدید برایتان چند کلمه می نویسم قبل از هر سخنی و یا نوشته ایی از همه شما عذرخواهی و خداحافظی می کنم (خدا نگهدارتان )

مادر عزیزم برادران گرامی ام و خواهران و همسرم و دوستان و آشنایان خداوند به شما صبر جلیل عطا فرماید

تا بتوانید مصیبت ها را تحمل کنید و از این که در طول عمرم باری بر دوش شما بودم و نتوانستم برایتان تلافی کنم مرا ببخشید مبادا فکر کنید پناه بردنم به شهادت فرار از زندگی و یا فرار از شما باشد خیر چنین نیست بلکه فرصت ایست که به دست آمده که بتوانم به ندای حسین زمانمان خمینی بزرگ لبیک گویم و فرصت دست یابی به فوز عظیم را که عین سعات است غنیمت بشمارم.

بنده که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم شاید شهادت باعث افتخارتان گردد و هدیه ای را که در راه اسلاام داده اید مورد قبول خداوند قرار گیرد . و باز هم همان طور که بارها برایتان تعریف کردم وقتی که یکی از بهترین افراد یک خانواده مریض می شود و احتیاج به عمل جراحی دارد و خون می خواهد سعی می کنیم که هر طور که شده و حتی از خون بدنمان به او تزریق کنیم تا زنده بماند و خلاصه هر کاری که از دست ما بر آید انجام می دهیم و و حال انقلاب اسلامی ما هم حالت همان مریض را دارد که در مقابل ضربات دشمنان احتیاج به خون دارد پس چرا برای خون دادن به اسلام از یک دیگر سبقت نگیریم و جان های ناقابلمان را با خدا به بهای بهشت به معامله نگذاریم .

اول از همگی شما به خصوص مادر عزیزم و خواهرانم و آشنایان سپاسگزارم که سال ها برایم زحمت کشیدید. مرا بزرگ کردید و به راه اسلام هدایت نمودید و برای همه شما آرزوی سعادت و موفقیت و صبر می کنم و دخترخاله مهربان از اینکه نتوانستم در اوایل زندگیمان همسر خوبی برایت باشم امیدوارم مرا ببخشی و از شما می خواهم که رسالت رساندن پیام شهید را بر دوش خود بکشید و در راه رساندن ندای اسلام به گوش جهانیان کوشش بنمائید.

خواهرانم و مادرم از شما می خواهم همانند زینب باشید و صبر داشته باشید و از امام بت شکنان خمینی بزرگ درس بیاموزید که وقتی خبر شهادت حاجی مصطفی را به او می دهند فقط (انا لله و انا الیه راجعون) می گوید و می گوید همه از خداییم و به سوی او می روید و در جلوی دیگران گریه نمی کند که دشمنان شاد شوند از شما هم می خواهم که خود را کنترل کنید و گریه نکنید چون شهید گریه نمی خواهد بلکه ادامه دهنده راه می خواهد و همان طور که می دانید بنده امانتی از طرف خدا نزد شما بوده ام که حال، خود او امانتش را پس می گیرد و من از شما می خواهم که برای طلب آمورزش و مغفرت دعا کنید که خداوند گناهان مرا ببخشد باز هم از همه شما می خواهم که صبر کنید و گریه نکنید چون خون من در مقابل شهدایی چون بهشتی – رجایی – باهنر و دیگر شهدا ارزشی ندارد که بخواهید گریه کنید.

از شما می خواهم که امام عزیزمان را تنها نگذارید و او را که امانتی از طرف خداوند در نزد ما می باشد تا انقلاب اسلامی ایران را رهبری کند یاری کنید خانواده عزیزم اگر بنده جنازه ای داشتم آن را در بهشت زهرا دفن کنید و اگر جنازه ای هم نداشتم ناراحت نباشید و خود را جای دیگرخانواده های شهدا قرار دهید که جنازه عزیزشان بر اثر گلوله های خمپاره خاکستر شده و عوض من بر سر قبر دیگر شهدا بروید و بگویید خدایا جوانمان را در راه تو داده ایم و او را از ما بپذیر و برایم طلب آمرزش کنید.

برادرانم از مقدار لوازم و احیانا پولی که دارم اگر چیزی از آن اضافه آمد ( بعد از پول هایی که بدهکارم چه به همسرم یا کسانی که طلب کارند ) آنها را به دولت جمهوری اسلامی کمک کنید البته مقدار کمی از آن را خرج روزه و نماز و خمس و زکات کنید تا زمانی که دخترخاله ام در منزلمان بود حقوقم را بگیرید و بعد از آن حقوقم را ببندید و از خرج های اضافه بپرهیزید باز هم از زحمات همگی شما متشرکم و از طرف بنده به هر کس که اذیت و آزاری رسیده مرا هلال کنید.

والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته

بارخدایا شاهد باش ما خونمان را به پای درختی ریختیم که ریشه ی آن ولایت فقیه می باشد به امید پیروزی حق بر باطل و به امید روزی که پرچم لااله الا الله در سرتاسر جهان بر افراشته شود و همیشه شعارتان باشد خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

به امید ادامه راه تمام شهدای اسلام

پاسدار شهید راه اسلام و قرآن

غلامحسن باقری

61/2/10


منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده