زندگی نامه
براي بار دوم كه به جبهه رفت در فروردين سال 61 مي گفت ما پيروزيم در هر حالت كشته شويم يا بكشيم چون براي خدا مي جنگيم نه براي پول و يا مقام و دنيا بلكه في سبيل اله و سپس در تاريخ 61/2/11 در خرمشهر شهيد شد.

نوید شاهد سمنان:سیدرضا شمسی‌پور دوم مرداد 1329، در روستای مجیدآباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش سیداسماعیل (فوت 1359) و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند بیمارستان ارتش بود. ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. یازدهم اردیبهشت 1361، با سمت امدادگر در جاده اهوازـ‏خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، شهید شد. پیکرش را در گلزار شهدای فردوس‏رضای شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.


بسم الله الرحمن الرحيم

بسم الرب الشهدا و صديقين

در اوايل اوج انقلاب اسلامي شهيد شمسي پور همگام با انقلابيون در امامشهر به تبليغ انقلاب و رو كردن ماهيت ضد مردمي رژيم پرداخت چون شهيد کارش در رابطه با ارتش بود بطور كاملاً مخفي حركت مي كرد تا اينكه زود لو نرود و مسئوليت پخش اعلاميه و تحريك سربازان را در پادگان بعهده داشت شهيد از يك نطق و برخورد پر جاذبه برخوردار بود روزها در پادگان و شبها را در خيابانها و كوچه هاي شهر يا چند عددساواکی تا صبح جنگ و گريز داشت و به اين وسيله وظيفه شرعي خود را ادا مي كرد و شعار مي نوشت.

شهيد انساني خويشتن ساخته و درونش صيغل شده بود او طبق مسائل شرعي حتي با ما حرف مي زد زماني حركتي مي كرد چيزي مي گفت هم رديف آن حديث يا روايتي از ائمه مي گفت و ... شهيد در زماني كه امام دستور فرار سربازها از پادگانها و ملحق شدن به مردم را صادر فرمود ايشان تمام توان خود را در اين راه بكار انداخت بعد از پيروزي انقلاب شهيد صحبت از گروهها مي كرد و مي گفت خطهاي مختلفي موجود است بايد چشم وگوش باز باشد و بهترين را انتخاب كرد كه همان خط و روش امام است.

در همان اوايل اكثر خطهاي لیبرالی و منافقانه را مردود مي شمارد. چند روزي از عمر دولت موقت نگذشته بود كه بادلي پر از درد مي گفت: اينها گرگهاي گرسنه اي هستند و اين انقلاب نوزاد، خدا به داد برسد اگر ما امام را نداشتيم بعد از چند روز دوباره اين گرگها دولت را دو دستي به آمريكا تقديم مي كردند و با آمدن بني صدر روي كار در هر جلسه اي ماهيت ضد ولايت فقيه اي و آمريكائي بني ريگان را به مردم معرفي مي كرد و بعد از بازگشت از جبهه اظهار داشت بني صدر به سپاه اسلحه نمي دهد و علت اينكه ما پيشرفت نداريم ناهماهنگي و جو حادّي است كه بني صدر تشكيل داده است.

براي بار دوم كه به جبهه رفت در فروردين سال 61 مي گفت ما پيروزيم در هر حالت كشته شويم يا بكشيم چون براي خدا مي جنگيم نه براي پول و يا مقام و دنيا بلكه في سبيل اله و سپس در تاريخ 61/2/11 در خرمشهر شهيد شد.

به اميد پيروزي حق عليه باطل

مرضيه هراتيان همسر شهيد



منبع:بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده