مناجات شهید سیدتقی حسینی
خدایا از یک سو اعمال زشتم مرا از عقبی می ترساند از سوی دیگر فکر این که چه طور در مقابل شهدا می خواهم حاضر شوم .مگر آنها نمی گویند که تو همان نیستی که لاف مسلمانی می زدی خود را در میان ما داخل کرده بودی بر زبان حسین حسین می گفتی به سینه می زدی اما چه شده پس برای چه ؟ .... آری چه دارم که بگویم اگر تو در موقع لغزش ما را نگه نداری پس به کجا تکیه بدهم.

نوید شاهد سمنان: سيدتقي حسيني بيستم فروردين 1345، در شهرستان گنبد کاوس به دنيا آمد. پدرش سيدعلي‌اكبر و مادرش ساره نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست و يكم اسفند 1363، با سمت آرپی ‏جی‏ زن در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. پيكر وي را در گلزار شهداي شهرستان شاهرود به خاك سپردند.


بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا ای که از راز دل من رو سیه آگاهی. ای پروردگار من مولای من، حقیر گنه کار با دلی خسته، خسته از بار گناهان و درازی شب سیاه به درگاهت پناه آوردم الهی مرا بیش از این به خودم وامگذار و سایه لطفت را بر سر من بیفکن.

خدایا از یک سو اعمال زشتم مرا از عقبی می ترساند از سوی دیگر فکر این که چه طور در مقابل شهدا می خواهم حاضر شوم .مگر آنها نمی گویند که تو همان نیستی که لاف مسلمانی می زدی خود را در میان ما داخل کرده بودی بر زبان حسین حسین می گفتی به سینه می زدی اما چه شده پس برای چه ؟ .... آری چه دارم که بگویم اگر تو در موقع لغزش ما را نگه نداری پس به کجا تکیه بدهم.

معبودا تو را به خون شهدا قسمت می دهم به قطرات اشکی که این سربازان امام زمان (عج) می ریزند بخاطر همنشینی با بندگان مخلصت در کنار عاشقان راهت بودن گناهان مرا ببخش.

خدایا تو شاهد باش تو گواه من باش به وحدانیتت قسم اگر روز جزا بخواهی مرا در آتش افکنی جز تو چه کسی می خواهد مرا نجات دهد یا رب من در دنیا از وحشت آخرت بتو پناه می برم.

الها تو را به ائمه معصومین قسم می دهم برای آنی مرا بخویش وا مگذار.

خدایا در کنار عاشقانت هستم در کنار سربازان امام زمان (عج) به امید آنکه گناهانم را ببخشایی.

پروردگارا در این صبحدم در میان جمعی از مخلصانت نشسته از تو می خواهم که مرا به راه راست هدایت و نگهداری.

غروب هنگام است ندای دل انگیز قرآن بگوش می رسد عاشقانت آماده می شوند تا نماز را که به درگاهت شکر بندگی است را بجا آورند و با چهره ای بشاش برای عروج به لقاءت آماده می شوند حقیرم، روسیاهم، نشسته به درون خون فرو رفته به گذشته فکر می کند به آینده که چه خواهد شد آیا بار دیگر توفیق در کنار عاشقانت بودن را خواهم داشت یا نه آیا حب دنیا مرا از چنگال خویش رهاخواهد کرد؟ نمی دانم چه خواهد شد اما راضیم به رضای تو نشسته کمی فکر می کنم که آیا تاب و توان شکر چنین نعمتی را می توانم بجای آورم یا نه که در کنار مخلص ترین بندگان خدا سربازان امام زمان هستم یا نه؟

 پس ای خدا به این غروب خونین و عزیز قسمت می دهم که مرا در راهی که در پیش گرفته ام ثابت قدم بدار و همواره نور ایمان و معرفت در قلبم بیافکن. آمین

دل ما بیدلان بردند و رفتند             قرارم را ربودند و برفتند

صبح است در خیمه در کناری عاشقان نشسته اند یکی با خود زمزمه حسبی الله کفی می گوید یکی دعای عهد می خواند که با مولای خودش با فرمانده واقعی یعنی امام زمان (عج) عهد ببندد، روسیاه هم نشسته آزرده خاطر فکر می کنم یک آن به شهدا، تمام رفیقان زود سفر کرده، آنها که او را بدیدند کس دیگر را نه، تمام وجودم را احاطه کرده اند. 

خدایا اگر قرار است که باز هم در فراغ یاران بگریم شاهد و ناظر باشم چگونه یاران صدیق امام پرپر می شوند خدایا آنوقت مرا در این دنیا نگذار خدایا عاجزانه درخواست می کنم این حقیر را در داغ یاران زنده مگذار.

63/11/16


منبع:بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده