نویسنده: آقای محمود ترحمی
این سومین روزی است که با مجروحان شیمیایی به سر می بری. انواع آمپول ها را به تو تزریق کرده اند ولی حالت بهتر نشده. روز به روز وخیمتر می شود. مادرت پروانه وار دورت می چرخد. دلداری ات می دهد کنار تخت هیچ وقت اشک هایش را ندیده ای. او که برای کوچکترین دردت خواب را بر خودش حرام می کرد، اکنون مثل کوه استوار و صبور است. بی تابی از او نمی بینی هرچه باشد خواست خداست.
يك از هزاران/ كتاب شهداي دفاع مقدس

نوید شاهد سمنان:  در قسمتی از متن کتاب می خوانیم:
و حالا تو را به بيمارستان رسانده‌اند. پرستار و دكتر، ماسك زده‌اند. حق هم دارند. چون منطقه‌ي عملياتي را شيميايي زده بودند. همه در تلاش و تقلا هستند. با شب‌ها بيشتر انس داري. ياد عمليات و منطقه‌ي عملياتي را بيشتر مرور مي‌كني، رمز عمليات، حركت دسته و گروهان و گردان و بالاخره گذشتن از اروند. 
پرستار و دکترت تلاش می کنند. گاهی هم با یکدیگر مشورت. چند اصطلاح پزشکی رد و بدل می شود ولی تو کمتر به آن توجه داری. درد آنقدر زیاد شده که کم کم بی تاب شده ای.از شدت درد می خواهی گریه کنی. ولی نه در مقابل چشمان دیگران. تحمل درد مشکل است. سرت را زیر پتو و گریه ات را پنهان کن. کمتر آشنایی هست که به سراغت بیاید فقط مادرت هست وبرادرت. هنوز لباس بسیجی در تن دارد.
 روز اول و دوم گذشت. این سومین روزی است که با مجروحان شیمیایی به سر می بری. انواع آمپول ها را به تو تزریق کرده اند ولی حالت بهتر نشده. روز به روز وخیمتر می شود. مادرت پروانه وار دورت می چرخد. دلداری ات می دهد کنار تخت هیچ وقت اشک هایش را ندیده ای. او که برای کوچکترین دردت خواب را بر خودش حرام می کرد، اکنون مثل کوه استوار و صبور است. بی تابی از او نمی بینی هرچه باشد خواست خداست. باید راضی باشی. اگر تا دیروز وظیفه ات در جبهه ماندن بود، الآن مجروح شدن را غنیمت بدان. هرچه از او رسد نیکوست. مهم تسلیم رضای او بودن است و بس.
*********
موضوع: كتاب شهداي دفاع مقدس
عنوان :يك از هزاران( سفرنامه‌اي در سه منزل)
نویسنده: محمود ترحمي
ناشر:نشر شاهد
تاریخ انتشار:1382
شابك: ۹۶۴-۳۹۴-۰۰۸-X





برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده