گرداورنده: سرکار خانم طیبه جعفری
با روشني چراغ محوطه، سايه‌اش مي‌افتاد روي چادر. خم و راست مي‌شد. دقيق‌تر شدم انگار لباس پهن مي‌كرد. خيلي دلم مي‌خواست مچش را بگيرم. هر روز با ديدن قطاري از كفش‌هاي واكس زده و لباس‌هاي شسته شرمنده مي‌شديم، اما آخر شب از فرط خستگي يك گوشه مي‌افتاديم.
نوید شاهد سمنان:
قسمتی از متن کتاب:
با روشني چراغ محوطه، سايه‌اش مي‌افتاد روي چادر. خم و راست مي‌شد. دقيق‌تر شدم انگار لباس پهن مي‌كرد. خيلي دلم مي‌خواست مچش را بگيرم. هر روز با ديدن قطاري از كفش‌هاي واكس زده و لباس‌هاي شسته شرمنده مي‌شديم، اما آخر شب از فرط خستگي يك گوشه مي‌افتاديم.

آهسته رفتم بيرون. نزديك‌تر كه شدم، ديدم حسين است. گريه افتادم و گفتم:

- چرامارو شرمنده مي‌كني؟ تو مثلاً فرمانده گرداني!

پيشاني‌ام را بوسيد و گفت:

- تو سيدي و بزرگ من، اون بچه‌‌ها هم كه مثل بچه‌هاي خودم هستن. ازت مي‌خوام اين موضوع بين من و تو و خدا بمونه.
*************
مشخصات کتاب:
نام کتاب: هفت سین های بی بابا
موضوع: خاطرات سردار شهید حسین عرب عامری(اخوی عرب)
گرداورنده: طیبه جعفری
طراح جلد: سید ایمان نوری نجفی
ویراستار:لیلا جلیلی
صفحه آرا: سمیه توفیقی
هماهنگی تولید: محمد حسین خمسه
امور لیتو گرافی چاپ و صحافی: موسسه فرهنگی هنری شاهد
نوبت چاپ: اول 1388
تیراژ:3000 نسخه
شابک: 9-392-394-964-978 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده