گردآورنده: سرکار خانم محبوبه حاجیان نژاد
به نوروز گفتم: نوروز تو با آرپی جی بزن تا از پشت گرد و خاک و دود خودمون رو به عقب برسونیم. او بلند شد و یک آرپی جی زد. ما به حالت نیم خیز خود را به عقب رساندیم. وقتی سرم را برگرداندم، گلوله قناسه دشمن روی پیشانی نوروز نشسته بود.
قسمتی از متن کتاب:
سال شصت و سه بود و عملیات بدر.در منطقه شرق دجله بودیم.
نوروز علی هم آرپی جی زن دسته سه بود و هم معاون دسته ما. به همراه او و هفت،هشت نفر از بچه ها خود را برای نبردی رودرو به خاکریز دوجداره میان مقر رزهی و دژ رساندیم.
درگیری آغاز شد. دشمن از سمت راست و روبروی پل سرتاسر منطقه را زیر آتش گرفته بود و دست راست من در اثر برخورد ترکش زخمی شد. 
یکی از بچه ها سریع آمد بالای سرم. به نوروز گفتم:
نوروز تو با آرپی جی بزن تا از پشت گرد و خاک و دود خودمون رو به عقب برسونیم.
او بلند شد و یک آرپی جی زد. ما به حالت نیم خیز خود را به عقب رساندیم.
وقتی سرم را برگرداندم، گلوله قناسه دشمن روی پیشانی نوروز نشسته بود.

***************
مشخصات کتاب:
نام کتاب: هشت بهشت
موضوع: خاطرات هشت شهید گرانقدر تویه دروار
نویسنده: محبوبه حاجیان نژاد
تهیه کننده: بنیاد شهید و امور ایثار گران استان سمنان
با مشارکت ستاد کنگره بزرگداشت سرداران و سه هزار شهید استان سمنان
ناشر: کتاب سمنگان - سمنان : 33329720-023
نوبت چاپ: اول 1394
شمارگان: 2000 جلد
چاپ: وصال - سمنان 33438210-023
شابک: 4-78-5967-600-978

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده