گردآورندگان: سر کارخانم ها طیبه جعفری - اشرف سها
روزهای بیخبری از پی هم می گذشت . تا روزی که یکی از همسایه ها خبر آمدنش را به من داد . سر از پا نمیشناختن با پای برهنه به پیشوازش رفتم او را در آغوش کشیدم . موهایش را نوازش کردم ....

نوید شاهد سمنان:

دلم برایش تنگ می شد . عاطفه مادری نمی گذاشت از یادش غافل شوم وقتی از او خبری نمی شد یا نامه ای نمی رسید اضطراب و دلشوره سراسر وجودم را فرا می گرفت . نکند شهید شده باشد یا اسیر و یا زخمی و ....

آنگاه دلم آتش می گرفت و اشکهایم بی صدا و آرام بر گونه هایم می غلتید .گاهی اوقات به خدد دلداری می دادم مگر خون حبیب از خون جوانان دیگر رنگین تر است . همه باید برای حفظ دین ، ناموس و میهن خود به جبهه بروند و با دشمن متجازو بجنگند.

روزهای بیخبری از پی هم می گذشت . تا روزی که یکی از همسایه ها خبر آمدنش را به من داد . سر از پا نمیشناختن با پای برهنه به پیشوازش رفتم او را در آغوش کشیدم . موهایش را نوازش کردم و گفتم آخر مادر جان یک خبری از سلامتی به من بده . اگر نمی توانی بیایی لااقل یک نامه ای یا پیغامی بفرست تا من هم از دلواپسی در بیایم . مانند همیشه لبخندی زد و چیزی نگفت ، می دانستم فرصت نکرده است .قد و بالایش را نگاه می کردم از دیدنیش سیر نمی شدم برای خودش مردی شده بود .

 قبل از جبهه نیز پر تلاش و فعال بود . در تعمیرگاه موتور و روی کمباین کار می کرد .در تابستان هم با تراکتور مشغول بود . بسیار باهوش و در کارش تبحر لازم را داشت .اگر چه ادامه تحصیل نداده بود ، اما در کارهای فنی یک پا استاد بود . 18 ساله بود که غزل رفتن به جبهه را در گوشمان زمزمه کرد . در آخر هم با ظرافت خاصی رضایت ما را جلب کرد و رهسپار دیار عاشقان شد .

موقع خداحافظی فرا رسید . تا سر کوچه او را بدرقه کردم . در آخر ، نگاه معنی داری به من انداخت و گفت مادر جان ! مرا ببخش . از من راضی باش سعی می کنم از وضعیتم شما را باخبر سازم ولی شما هم دلواپس نشوید بالاخره جبهه است و خط مقدم . و دسترسی به تلفن هم همیشه مقدور نیست . مواظب خودت  و بابا باشید . خداحافظ ! چند بار برگشت و به ما نگاه کرد دستش را به نشانه خداحافظی تکان داد و اشاره کرد برگردید به خانه ، آخرین نگاهش را هیچگاه فراموش نمی کنم .

*****************

مشخصات کتاب نوازشگران جان (دفتر ششم)
موضوع : داستان ایثار و شهادت
گردآورندگان: طیبه جعفری - اشرف سها
نشر شاهد - 1383 چاپ اول
شمارگان 2000 نسخه
قیمت: 5000 ریال


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده