وصیت نامه شهید « سید عبدالحسین آجودانی(حسینی)»
شهید آجودانی می نویسد: اگر من بگویم چرا من به جبهه بروم دیگری هم همین را بگوید، می بایست اسلامی را که از خون هزاران شهید به دست آمده مفت ومجانی رها کنیم و دشمن غارتگر تمامی خاک میهن عزیز ما را زیر چکمه های دژخیمانه خود گذارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

و گمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند بلکه زنده اند و نزد خدای خویش روزی می خورند.

قال الصادق (ع): دنیا زندان مومن و بهشت کافر است.

با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت وبا سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب وبا سلام و درود به تمامی رزمندگان در جبهه های نبرد حق علیه باطل ،اینجانب سید عبدالحسین آجدانی دارای شماره شناسنامه 5 تاریخ تولد 1/4/1347 هجری شمسی.

هدف من از آمدن به جبهه در درجه اول یاری دین مبین اسلام، حفظ سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم(علیم السلام)، پیامبر(ص) فرمودند: بهترین عمل مومن جهاد در راه خداست. البته من کمتر از آنم که یک مومن باشم و خصوصیات مومن را داشته باشم، اگر خدا هم جهاد مارا مورد قبول درگاهش قرار دهد.

در درجه دوم بخاطر دفاع از ناموسم، شرف و عزت کشورم. چرا؟ چون اگر من بگویم چرا من به جبهه بروم دیگری هم همین را بگوید، می بایست اسلامی را که از خون هزاران شهید به دست آمده مفت ومجانی رها کنیم و دشمن غارتگر تمامی خاک میهن عزیز ما را زیر چکمه های دژخیمانه خود گذارد.

پیام: البته من کوچکتر از آنم که بخواهم برای شخص یا اشخاصی اعم از فامیل، هم ولایتی و غیره پیامی داشته باشم چون همه جزء این ملت می باشند و با هم برادرند و همگی داری ضمیری روشن و آگاه و ایمانی قوی، ولی به عنوان سفارش به پدر و مادر و اقوامم:

اگر خدا این بنده حقیر را قبول کرد و مرگ در راه خودش را نصیب ما قرار داد، عاجزانه می خواهم که گریه و شیون و به سر زدن نباشد، چون همگی ما رفتنی و باید یک روزی از دنیا برویم حالا یکی زودتر و یکی دیرتر، یکی در جبهه هنگام نبرد و یکی در تصادف و در بیمارستان، راهی است که باید برویم.

از پدر و مادرم می خواهم همانطور که خبر مرگ حاج آقا مصطفی را به امام دادند، فرمود: همه از خداییم و باید به پیش او برویم آن ها هم همانگونه باشند.

دو سه کلمه ای هم به جوانان عزیز و بزرگوار روستائیمان : هیچ وقت از صحنه جنگ بیرون نروید، برادران و بزرگواران مرگ در همه جا هست. اگر در خانه ات بنشینی به سراغت خواهد آمد در سر کار و همه جا. انسان همانطوری که یک روزی به دنیا می آید باید یک روزی از دنیا برود حالا چه بهتر مرگ در راه خدا باشد، آن روز که به دنیا آمدی گریان، جمعی به تو خندان - ای دوست کاری بکن که در وقت رفتن جمعی به تو گریان و تو باشی خندان.

«والسلام»

به امید آنروزی که شهادت در راه حق نصیب این حقیر گردد.

************************************


سيدعبدالحسين آجوداني(حسيني) يكم تير 1347، در روستاي چهارطاق از توابع شهرستان شاهرود به دنيا آمد. پدرش سيدرضا، كارگر بود و مادرش معصومه نام داشت. دانش‏آموز سال چهارم در رشته کشاورزی بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و نهم آبان 1366، با سمت تيربارچي در ماووت عراق بر اثر اصابت تركش به دست و شکم، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي زادگاهش قرار دارد.


منبع: کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده