نویسندگان سکینه صرفی و حسن جلالی
برای مدت چند ماهی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عازم کشور لبنان و سوریه شد ، همین سفارش را تاکید کرد . همیشه با فرستادن نامه از وضعیت او مطلع می شدیم . آن روزی که از لبنان بازگشت ، اشک امانمان را بریده بود . انگار سالیان زیادی از او دور بودیم و حالا با آمدنش گم گشته مان را یافته ایم . او مرا به صبر دعوت کرد و گفت : « باید صبوری حضرت زینب کبری (س) را ستود . به جرأت می توانم بگویم که خالق ، دیگر چنین مخلوقی را خلق نکرده است . خواهرم هنگامی که به زیارت حرم شریف آن بانوی محترمه در زینبیه رفتم ، ارزش و مقام خواهر را با تمام وجودم دریافتم . امیدوارم در راه خدمت به شما توفیق بیشتری از درگاهش بیایم »

قسمتی از متن کتاب...

درایت و کاردانی حاج ابوالفضل و بینش بالای نظامی اش مسؤولین را بر آن داشت تا برای آموزش های نظامی به مسلمانان در بند رژیم اشغالگر قدس ، همانند عده ای دیگر از نیروهای زبده و کارآمد ، او را هم به لبنان و سوریه اعزام نمایند . سال 1362 از بین برادران سپاهی و بسیجی استان های کشور ، تعدادی را انتخاب نمودند . از بین نیروهای استان سمنان نیز ایشان انتخاب شد و به مدت چهار ماه در منطقه بعلبک مسؤولیت آموزش نیروها را به عهده گرفت .[1]

هر وقت عازم جبهه می شد ، ما را به صبر دعوت می کرد و سفارش می نمود : خدای ناکرده کاری نکنید مادرمان از شما ناراضی شود . بر شما تکلیف است در انجام خواسته هایش دقت و اهتمام کامل داشته باشید و رضایت شان را جلب نمایید .

برای مدت چند ماهی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عازم کشور لبنان و سوریه شد ، همین سفارش را تاکید کرد . همیشه با فرستادن نامه از وضعیت او مطلع می شدیم . آن روزی که از لبنان بازگشت ، اشک امانمان را بریده بود . انگار سالیان زیادی از او دور بودیم و حالا با آمدنش گم گشته مان را یافته ایم . او مرا به صبر دعوت کرد و گفت : « باید صبوری حضرت زینب کبری (س) را ستود . به جرأت می توانم بگویم که خالق ، دیگر چنین مخلوقی را خلق نکرده است . خواهرم هنگامی که به زیارت حرم شریف آن بانوی محترمه در زینبیه رفتم ، ارزش و مقام خواهر را با تمام وجودم دریافتم . امیدوارم در راه خدمت به شما توفیق بیشتری از درگاهش بیایم ».[2]



1-برادر شهید

2-خواهر شهید

****************************************
هراتی، ابوالفضل: بیست و نهم مرداد 1341، در شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش تقی (فوت 1358) و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و ديپلم گرفت. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمن 1364، با سمت فرمانده گروهان در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سینه و سر، شهید شد. پیکرش را در فردوس‏رضای زادگاهش به خاک سپردند. 
************************************
مشخصات کتاب صلابت سرو
خاطراتی از شهید ابوالفضل هراتی
نویسندگان سکینه صرفی و حسن جلالی
نشر شاهد 1383
شمارگان 2000
قیمت 5500 ریال
تعداد 102 صفحه
**********************************************
منبع:بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده